دادگاههای تایوان به مثابه موتور تبعید: داستان من
اشتراکگذاری
وقتی دادگاهها عملاً یک ساکن را تبعید میکنند، چه کسی مسئول است؟
روایتی از زبان اول شخص درباره تناسب مجازات، دادرسی عادلانه در عمل، و آنچه زمانی رخ میدهد که راهحلهای معنادار ناپدید میشوند.
سالها تایوان خود را به جهان به عنوان یک دموکراسی مدرن و حقوقمدار معرفی کرده است — الگویی جایگزین در منطقهای که اغلب با گرایشهای اقتدارگرایانه تعریف میشود. بسیاری از مردم، از جمله ساکنان خارجی و سرمایهگذاران، میخواهند این ادعا درست باشد. من هم قطعاً همینطور بودم. بیش از ۱۵ سال در تایوان زندگی کردم، زندگیام را آنجا ساختم و یک کسبوکار آموزشی در تایچونگ اداره میکردم که به صدها دانشآموز خدمترسانی میکرد.
سپس دادگاهها همه چیز را پایان دادند.
داستان من با چیزی دردناکانه معمولی آغاز شد: اختلاف با صاحبخانه. این اختلاف به مسائل ایمنی در واحد اجارهای من مربوط بود و به تهدید و درگیری تبدیل شد. در یک بازه زمانی کوتاه از ترس و اضطرار، بخشهایی از قرارداد اجارهام را برای دو روز در اینترنت منتشر کردم تا مشاوره بگیرم. همین تصمیم مبنای اتهامات کیفری تحت قانون حفاظت از دادههای شخصی/حریم خصوصی تایوان شد.
پرونده سالها طول کشید. در نهایت به شش ماه زندان محکوم شدم. وکیلم به من توصیه کرد پیش از آنکه اجرای حکم اجتنابناپذیر شود، تایوان را ترک کنم.
من هم همین کار را کردم. در دسامبر ۲۰۲۴ به کانادا رفتم. خانهام، کسبوکارم، جامعهام و روابطی که زندگی بزرگسالیام را شکل داده بودند را رها کردم — زیرا بازگشت میتوانست به معنای زندان باشد.
صرفنظر از نظر هر کس درباره جزئیات فنی قانون دادههای شخصی، پرسش بزرگتر اجتنابناپذیر است: چگونه یک نظام حقوقی مدرن میتواند نتیجهای اینقدر شدید اعمال کند که عملاً یک ساکن بلندمدت را برای چیزی که در بدترین حالت، یک افشای کوتاهمدت در میانه یک اختلاف و تحت فشار آشکار بود، تبعید کند؟
تبعید از طریق دادگاه استعاره نیست. هنگامی که اثر عملی یک حکم کسی را مجبور به ترک کشور کند — و او را بیرون نگه دارد — مجازات بسیار فراتر از یک عدد روی کاغذ میشود. به نابودی حرفهای، ویرانی مالی و جدایی اجباری از زندگیای تبدیل میشود که طی سالها به طور قانونی ساخته شده بود.
این موضوع مسائل منافع عمومی را مطرح میکند که باید برای هر کسی که به حاکمیت قانون، تناسب مجازات و اعتبار نهادی اهمیت میدهد، مهم باشد.
سه مسئله منافع عمومی
نخست، تناسب. یک نظام قضایی زمانی اعتماد را به دست میآورد که مجازات با رفتار و نیت متناسب باشد. اما وقتی مجازات به طور فاجعهبار نامتناسب میشود — آنقدر سخت که زندگی را نابود میکند و فرد را از جامعه حذف میکند — این نشاندهنده چیزی نگرانکنندهتر از «پاسخگویی» است. نشاندهنده خودسری است.
دوم، دادرسی عادلانه در عمل، نه در تئوری. در پروندههای مناقشهبرانگیز، زمینه همه چیز است: تهدیدهای اطراف، عدم توازن قدرت، واقعیتهای یک ساکن که در زبان دوم در یک نظام حرکت میکند، و پیامدهای واقعی محکومیت. هنگامی که زمینه ضروری بیربط تلقی میشود — یا هنگامی که اعتبار از منظر «پشیمانی» به جای واقعیتها سنجیده میشود — فرایند ممکن است روی کاغذ قانونی باشد اما همچنان در برآورده کردن استاندارد پایهای عدالت که مردم از یک دموکراسی انتظار دارند، شکست بخورد.
سوم، مشکل راهحل. وقتی راهحلهای محلی تمام شده و دولت خودت از هرگونه تعامل در سطح معاهداتی خودداری میکند و همه چیز را «مسئله حقوقی خارجی» مینامد، چه راهی باقی میماند؟ تجربه من این بوده که انحراف رویهای میتواند یک ادعای حقوق بشری را بدون ارزیابی محتوایی ناپدید کند.
این پرسشها انتزاعی نیستند. تایوان — به حق — به اینکه به عنوان پیشرو حقوق بشر در آسیا دیده شود افتخار میکند. به دنبال سرمایهگذاری و مشروعیت بینالمللی است. اما این ادعاها تنها به اندازه سختترین پروندهها قوی هستند، نه آسانترینها.
یک نظام زمانی عادلانه ثابت نمیشود که شهروندان عادی را در شرایط عادی خوب رفتار کند. زمانی عادلانه ثابت میشود که فرد مقابل دادگاه ناخوشایند باشد: یک ساکن خارجی بدون ارتباطات قدرتمند، کسی که با محلیها درگیر است، کسی که تهدید و ضرورت را ادعا میکند، کسی که اصرار دارد مجازات با عمل ادعایی تناسب ندارد.
در مورد من، قانون آنگونه که اعمال شد، مرا از تایوان خارج کرد به همان قطعیتی که یک دستور اخراج میتوانست انجام دهد. این باید هر کسی را که تایوان را مکانی پایدار برای ساختن زندگی یا سرمایهگذاری میبیند، نگران کند. پیشبینیپذیری حقوقی و تناسب انسانی اختیاری نیستند؛ پایههای اعتماد هستند.
این موضوع باید برای آمریکاییها و دیگر شرکای بینالمللی نیز مهم باشد. اعتبار بینالمللی تایوان صرفاً برندینگ نیست. بر تصمیمهای سرمایهگذاری، شراکتهای سیاسی و اعتبار هویت دموکراتیک تایوان تأثیر میگذارد. اگر یک ساکن بلندمدت بتواند از طریق فرایندی که به نظر غیرمنطقی سخت میآید — و نسبت به اجبار و نگرانیهای ایمنی بیتفاوت است — بیرون رانده شود، این یک علامت هشدار برای هر فرد خارجی است که فکر میکند: «اینجا جای امنی برای ساختن است.»
بارها سعی کردم راهی برای جبران پیدا کنم که به شرمساری عمومی وابسته نباشد. با کلینیکهای حقوقی، سازمانهای حقوق بشر و کانالهای رسمی تماس گرفتم. در کانادا پاسخ عمدتاً این بوده که این موضوع خارج از حوزه تعامل معنادار است — حتی وقتی نگرانی مطرحشده استانداردهای حقوق اساسی و پیامدهای انسانی فاجعهبار یک نتیجه ظاهراً نامتناسب است.
پس چه چیزی باقی مانده است؟ روزبهروز بیشتر، روزنامهنگاری.
نظارت عمومی جایگزین قانون نیست. اما وقتی نهادها طوری ساختار یافتهاند که هر پرسشی را منحرف کنند، به تأخیر بیندازند یا محدود کنند تا بیعدالتی اصلی نامرئی شود، نظارت ممکن است تنها اهرم باقیمانده باشد. اگر تایوان میخواهد به عنوان یک دموکراسی واقعی مبتنی بر حاکمیت قانون دیده شود — و من باور دارم بسیاری از شهروندان تایوانی واقعاً همین را میخواهند — پروندههایی مانند مورد من باید صادقانه مواجه شوند، نه به عنوان مسائل فنی کنار گذاشته شوند.
اسناد اصلی، جدول زمانی و خلاصه اصلی را در یک جا قرار دادهام تا هر ویراستار یا روزنامهنگاری بتواند به طور مستقل آنها را بررسی کند: iLearn.tw/scam.
چون اگر یک دموکراسی بتواند زندگی یک ساکن را به خاطر یک عمل کوتاه ناشی از ترس در میانه یک اختلاف نابود کند — و سپس هیچ راه واقعی بازگشت ارائه ندهد — پرسش سادهای مطرح میشود که باید هر کسی را که به حاکمیت قانون ارزش میدهد، نگران کند: وقتی دادگاهها موتور تبعید میشوند، چه کسی پاسخگو است؟
لینکهای کلیدی (برای بررسی سریع)
درخواستی صادقانه
اگر شما روزنامهنگار، ویراستار، وکیل، مدافع یا صرفاً کسی هستید که میداند چگونه به یک داستان کمک کند تا به روشنایی برسد، صمیمانه سپاسگزار خواهم بود اگر این را با فرد مناسب به اشتراک بگذارید. از هیچکس نمیخواهم در اختلاف موجر-مستأجر جانبداری کند؛ درخواستم توجه جدی به این است که آیا نتیجهای که مانند تبعید عمل میکند میتواند متناسب، انسانی و سازگار با ارزشهای دموکراتیک حاکمیت قانون باشد.
عمیقترین امید من ساده است: اینکه این موضوع صادقانه مواجه شود، در صورت اشتباه بودن اصلاح شود، و بتوانم به خانهام و زندگیای که در تایوان ساختم بازگردم. از شما برای صرف وقت و خواندن این متن سپاسگزارم — و پیشاپیش از هر کسی که بتواند به آوردن آن به روشنایی کمک کند، سپاسگزارم.