It's Not Illegal Yet — A Free English Lesson on Power, Press & Persuasion

هنوز غیرقانونی نشده است — یک درس رایگان زبان انگلیسی درباره قدرت، رسانه و اقناع

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

غیرقانونی نیست— هنوز —
مقاله · rosscline.com

این غیرقانونی نیست
هنوز

یک نفر از هر پنج کانادایی برای رئیس کار می‌کند. پس دقیقاً چه کسی قرار است داستان ناخوشایند درباره رئیس را بنویسد؟

اجازه بدهید این را صریح بگویم، تا زمانی که هنوز می‌توانم: هنوز غیرقانونی نیست که به چیزی که می‌خواهم اشاره کنم توجه کنید. غیرقانونی نیست که آن را بنویسید. غیرقانونی نیست که آن را منتشر کنید یا شما آن را بخوانید. من مدام روی هنوزتأکید می‌کنم، چون کل فضای موضوع همین است. ما، ظاهراً، آزاد هستیم. پس بیایید از این آزادی استفاده کنیم قبل از اینکه کسی تصمیم بگیرد دیگر کافی است.

این همان چیزی است که نمی‌توانم از فکر کردن به آن دست بکشم.

بیش از یک نفر از هر پنج کانادایی شاغل، حقوق خود را از دولت می‌گیرد. نه پیمانکار. نه فروشنده. یک کارمند واقعی بخش عمومی — فدرال، استانی یا شهری، شامل افرادی در حوزه سلامت، آموزش و خدمات اجتماعی. آخرین آمارها این رقم را حدود 21.5%درصد نیروی کار نشان می‌دهد، یکی از بالاترین سهم‌ها در بیش از سی سال گذشته. و جایی که من نشسته‌ام، در آتلانتیک کانادا، اوضاع بدتر است — یا بهتر، بسته به اینکه چه کسی چک شما را امضا می‌کند — در حدود نزدیک به ۳۰٪.

یک لحظه به این فکر کنید. برای سخاوت، آن را گرد کنید. یک اتاق صد نفره از افراد شاغل را تصور کنید که بیست نفرشان برای یک رئیس کار می‌کنند. یک رئیس. بیست کارمند از صد نفر. این یک پاورقی نیست. این یک بلوک رأی‌دهنده، یک جامعه خواننده، یک پایگاه تبلیغاتی و یک منبع خبری است، همه با هم.

حالا یک سؤال صادقانه از خودتان بپرسید. اگر در آن اتاق یک روزنامه داشتید — یک روزنامه واقعی، یک «رسانه آزاد» — چقدر مشتاق بودید یک گزارش تند درباره رئیس منتشر کنید؟ درباره اینکه رئیس به کسی آسیب زده؟ پول هدر داده؟ قولی را شکسته؟ به آن فکر می‌کردید. به آن بیست نفر فکر می‌کردید. به همسرانشان، به بازنشستگی‌شان، به اشتراک‌هایشان و به هزینه تبلیغات دولتی که بی‌سروصدا چراغ‌های شما را روشن نگه می‌دارد. و جایی در همین فکرها، بدون اینکه کسی یادداشتی برایتان بفرستد، داستان کمی نرم‌تر می‌شود. یا اصلاً منتشر نمی‌شود.

هیچ‌کس لازم نیست چیزی را سانسور کند. فقط کافی است ریاضی را بدانید. بیست نفر از صد نفر، ریاضی کافی است.

اگر هفت نفر از صد نفر بود؟ داستان فرق می‌کرد. هفت نفر یک تحریریه را نمی‌ترسانند. هفت نفر هیچ‌کس را نمی‌ترسانند. می‌توانستید هرچه می‌خواستید درباره رئیسی که فقط هفت نفر از صد نفر شما را استخدام کرده بود بنویسید.

که این مرا به طور طبیعی به چین می‌رساند.

مدام و با هیجان به ما گفته می‌شود که چین یک داستان هشداردهنده است. قفس. جایی که دولت بر مردمش چنگ انداخته، جایی که دولت در همه چیز است و همه می‌ترسند. و من اینجا نیستم که از دولت چین دفاع کنم؛ پانزده سال کنار آن زندگی کرده‌ام و نظرات خودم را دارم. اما این عددی است که هیچ‌کس نقل نمی‌کند. با همان همانمعیاری که برای ۲۱.۵ درصد کانادا استفاده می‌کنیم، سهم کارکنان چینی که حقوقشان را از دولت می‌گیرند حدود 23%درصد است. برخی برآوردها آن را بالاتر می‌دانند.

بخشی که باید شما را متوقف کند

دوباره بخوانید. داستان هشداردهنده و سرزمین شمالی واقعی و آزاد، در این معیار خاص، تقریباً یک کشور هستند. سهم افرادی که معیشت‌شان به دولت وابسته است، بین ما یک پرتاب سکه است.

پس تفاوت واقعی چیست؟ اندازه وابستگی نیست. تفاوت در داستانی است که درباره آن برای خودمان تعریف می‌کنیم.چین تظاهر نمی‌کند. کانادا تظاهر می‌کند. یک کشور با صدای بلند می‌گوید: «دولت بزرگ است و در حال نظارت است.» کشور دیگر پرچم چاپ می‌کند، خودش را آزاد می‌نامد و به شما اعتماد می‌کند که حساب و کتاب نکنید.

و این داستان آرامش‌بخش دقیقاً به این دلیل کار می‌کند که بیست نفر از هر صد نفر کاملاً دلیل دارند به آن باور داشته باشند، و رسانه‌هایی که شاید بتوانند آن را سوراخ کنند، کاملاً دلیل دارند که این کار را نکنند.

حالا که داریم داستان‌های هشداردهنده تعریف می‌کنیم، بیایید درباره ایالات متحده صحبت کنیم. سرزمین آزادی. سرزمینی که بیشتر از تقریباً هر کشور دیگری در دنیا مردم خودش را زندانی می‌کند — در اوج، تقریباًیک نفر از هر صد نفربزرگسال آمریکایی واقعاً پشت میله‌های زندان هستند، و هنوز هم، بعد از یک دهه کاهش، یکی از بالاترین نرخ‌های زندانی شدن در جهان را دارد. یک زندان واقعی، نه استعاره. یک زندان صنعتی، با سهامداران. پول خوبی در آن هست چون مشتری‌ها نمی‌توانند خارج شوند.

و دلار ارزشمند می‌ماند چون اگر تصمیم بگیرید که نمی‌خواهید از آن استفاده کنید، به شما شلیک می‌کنند. برای همین ارتش دارند. مطمئنم ایالات متحده به خاطر صادرات کلم بروکلی در عراق نبود. قطعاً هیچ ربطی به آنچه از زمین آنجا بیرون می‌آید و ارزی که مجبورید با آن بخرید ندارد.کلینتون درباره قذافی: ما آمدیم، دیدیم، او مرد!چیزی را از دست دادم؟ چون از جایی که من ایستاده‌ام، کاملاً به نظر می‌رسد که پترو دلار و ناوهای هواپیمابر دو سر یک دست دادن هستند. اما من چه می‌دانم. من فقط کسی هستم که حساب و کتاب را با صدای بلند انجام می‌دهد، که — با من تکرار کنید — هنوز غیرقانونی نشده است.

چیزی که درباره نسخه کانادایی همه این‌ها من را اذیت می‌کند این است: اگر واقعاً هفت نفرمی‌توانستندیکصد نفر را اداره کنند — اگر دولت این‌قدر جمع و جور و ارزان بود — آیا ما معلمانمان را طوری حقوق نمی‌دادیم که انگار آینده به آن‌ها بستگی دارد؟ آیا پولی برای چیزهایی که می‌گوییم برایمان مهم است باقی نمی‌ماند؟ در عوض ما چیزی عظیم و کند ساخته‌ایم که به ازای هر دلار، بازدهی کمتری دارد و آن را بزرگ‌ترین کارفرمای افرادی کرده‌ایم که وظیفه‌شان ظاهراً زیر سؤال بردن آن است. این اسراف واقعاً عظیم است. و واقعاً حیف است — واقعاً، به طرز خشم‌آوری حیف است — که یک قشر خاص از افراد همیشه راحت در اتاوا حتی زحمت توجه کردن به آن را هم به خود نمی‌دهند، چه برسد به اصلاحش.

آن‌ها قطعاً زحمت توجه کردن به من را هم به خود ندادند.

من یک کانادایی هستم. بعد از گذراندن بیشتر عمر بزرگسالی‌ام در خارج، برگشتم به خانه، چیزی ساختم، چیزهایی یاد گرفتم که این کشور واقعاً می‌تواند از آن استفاده کند. من بیش ازچهارصدرزومه فرستاده‌ام. من انتظار دفتر گوشه‌ای ندارم. من دارم کم و بیش درخواست می‌کنم براییک شغل. هر شغلی. هر کاری که باشد.و نرخ رایج برای این کار، به من گفته‌اند، این است که باید منتظر بمانی — یک سال، یک سال و نیم، گاهی دو سال — و این انتظار را طبیعی بدانی. همین است که هست.درِ نقاشی‌شده روی دیوار. 

درست به نظر نمی‌رسد، نه؟ درست نیست. و دلیل این که بیشتر درباره‌اش نمی‌خوانید — درباره دولتی که بی‌سروصدا به همان شهروندانی که ادعا می‌کند به آن‌ها خدمت می‌کند، یکی یکی خیانت می‌کند — همان دلیلی است که درباره آن دولت اصلاً چیز سختی نمی‌خوانید. بیست نفر از هر صد نفر. ریاضی خودش سانسور را انجام می‌دهد تا کسی مجبور نباشد.

من این را می‌نویسم چون این کشور را آن‌قدر دوست دارم که حقیقت را به آن بگویم:شما می‌توانید بهتر از این باشید.دوست دارم برایش مفید باشم. حداقل، می‌توانم کسی باشم که بخش پنهان را می‌گوید تا وقتی گفتنش هنوز مجاز است.

پس این هم از آن. مکتوب. تا وقتی هنوز غیرقانونی نشده.


از مقاله استفاده کنید · یک درس دوگانه انگلیسی
یادداشت‌های آموزشی · برای Rossاین یک مجموعه دو بخشی است که بر اساس یک متن ساخته شده.درس اول (B2)بار را سبک نگه می‌دارد: واژگان روزمره، هسته استدلال، آزمایش فکری «۱۰۰ نفر» و صحبت کردن با اعتماد به نفس.درس دوم (C1)از یک فهرست واژگان کاملاً متفاوت و سطح بالاتر استفاده می‌کند و به چگونه متن را متقاعدکننده می‌کند — طنز، کنایه، پرسش‌های بلاغی — سپس بحث و مقاله‌ی نظری. هر بخش یک پاسخنامه‌ی مخفی دارد (برای باز شدن ضربه بزنید). مقاله برای هر دو درس، متن مشترک است؛ زبان‌آموزان هر بار آن را از زاویه‌ای متفاوت بازخوانی می‌کنند. مدت زمان کل: حدود ۹۰ دقیقه برای هر درس، یا یک جلسه‌ی پربار.
قابل چاپ · PDF برگه‌کار کامل را دانلود کنید هر دو درس، سایز A4، با پاسخنامه معلم — آماده چاپ.
دانلود PDF ↓
درس اول

مبانی: خواندن استدلال

سطح: متوسط رو به بالا (B2) · مهارت‌ها: خواندن، واژگان، مکالمه

01گرم کردن · ابتدا صحبت کنید

قبل از خواندن، به صورت دو نفره بحث کنید. اینجا هیچ پاسخ اشتباهی وجود ندارد.

  1. در کشور شما، آیا افراد زیادی برای دولت کار می‌کنند؟ آیا این شغل خوبی محسوب می‌شود؟ چرا؟
  2. «رسانه آزاد» برای شما چه معنایی دارد؟ آیا روزنامه‌ها باید اجازه داشته باشند دولت را نقد کنند؟
  3. آیا تا به حال مدت زیادی برای پیدا کردن شغل منتظر مانده‌اید؟ چه احساسی داشتید؟
  4. فقط عنوان را بخوانید: «هنوز غیرقانونی نیست.»انتظار دارید نویسنده چه بگوید؟ چرا آن واژه، هنوز?

02واژگان کلیدی

ده واژه از مقاله. هر تعریف و مثال را با صدای بلند بخوانید.

حقوق‌بگیراناسمفهرست افرادی که یک شرکت یا دولت به آن‌ها حقوق می‌دهد.بیش از یک نفر از هر پنج کانادایی در لیست حقوق‌بگیران دولت است.
نیروی کاراسمهمه افرادی که در یک کشور یا شرکت کار می‌کنند.کارکنان بخش دولتی ۲۱.۵٪ از نیروی کار را تشکیل می‌دهند.
رسانه آزادعبارت اسمیرسانه‌های خبری که می‌توانند بدون کنترل دولت گزارش دهند.مطبوعات آزاد باید از صاحبان قدرت سؤال کنند.
منتشر کردنفعلدر دسترس قرار دادن نوشته برای خواندن عموم.کمتر ویراستاری می‌خواهد اخبار بد درباره رئیس را منتشر کند.
اتلافاسماستفاده بی‌دقت از پول، زمان یا منابع.نویسنده می‌گوید اتلاف منابع دولتی بسیار زیاد است.
متوجه شدنفعلآگاه شدن از چیزی.به نظر می‌رسید هیچ‌کس متوجه ۴۰۰ درخواست او نشد.
ناامید کردن (کسی)فعلکسی را ناامید کردن؛ کمکی را که باید انجام ندادن.او می‌گوید دولت به شهروند خودش خیانت کرد.
رزومهاسمسندی که تحصیلات و سوابق کاری شما را فهرست می‌کند (CV).او بیش از ۴۰۰ رزومه ارسال کرد.
عادیصفتمعمول؛ آنچه انتظار می‌رود.دو سال منتظر کار ماندن به عنوان امری عادی تلقی می‌شود.
حقوق بازنشستگیاسمپولی که به طور منظم پس از بازنشستگی به کسی پرداخت می‌شود.کارکنان دولتی نگران حقوق بازنشستگی خود هستند.

03 مقاله را بخوانید

بخوانید «هنوز غیرقانونی نیست» بالا را یک بار، کامل و بدون توقف بخوانید. فعلاً نگران هر کلمه نباشید — فقط مفهوم کلی را بگیرید.

04 تطبیق واژگان

هر واژه (سمت چپ) را با معنای آن (سمت راست) تطبیق دهید. حرف را بنویسید.

واژه

  1. نیروی کار
  2. منتشر کردن
  3. حقوق بازنشستگی
  4. هدر دادن
  5. کسی را ناامید کردن

معنی

  • کسی را ناامید کردن
  • پولی که پس از بازنشستگی پرداخت می‌شود
  • همه افرادی که کار می‌کنند
  • نوشتاری را برای عموم منتشر کردن
  • استفاده بی‌دقت از پول یا زمان
کلید پاسخ
  1. ج
  2. د
  3. ب
  4. ه
  5. الف

05 درک مطلب · ایده اصلی

با جملات کامل پاسخ دهید.

  1. تقریباً چه سهمی از کانادایی‌های شاغل برای دولت کار می‌کنند؟
  2. در آتلانتیک کانادا، این سهم بیشتر است یا کمتر؟ تقریباً چقدر؟
  3. در مثال «۱۰۰ نفر در یک اتاق»، چند نفر برای یک رئیس کار می‌کنند؟
  4. چرا ممکن است یک روزنامه در انتقاد از دولت محتاط باشد؟
  5. نویسنده چند رزومه فرستاده است؟ چه نوع شغلی درخواست کرده است؟
  6. آیا نویسنده از کانادا متنفر است؟ یک جمله پیدا کنید که پاسخ شما را ثابت کند.
پاسخنامه
  1. تقریباً یک نفر از هر پنج نفر — حدود ۲۱.۵٪.
  2. بیشتر — نزدیک به ۳۰٪.
  3. بیست.
  4. زیرا بسیاری از خوانندگان، آگهی‌دهندگان و منابع آن به دولت وابسته‌اند، بنابراین یک گزارش انتقادی ریسک ناراحت کردن بخش بزرگی از مخاطبانش را دارد.
  5. بیش از چهارصد؛ او درخواست «یک شغل. هر شغلی. انجام هر کاری.» کرده است.
  6. خیر. مثال: «من این کشور را آن‌قدر دوست دارم که حقیقت را به آن بگویم: تو می‌توانی بهتر از این باشی.»

06جای خالی را پر کنید

هر کلمه را فقط یک بار استفاده کنید.

بانک واژگانحقوق · نیروی کار · مطبوعات آزاد · منتشر کردن · هدر دادن · متوجه شدن · شکست خوردن · رزومه · عادی · مستمری
  1. بعد از ۳۰ سال کار، او بالاخره مستمری ماهانه‌اش را دریافت کرد.
  2. یک مطبوعات واقعاً آزاد می‌تواند بدون ترس از رهبران انتقاد کند.
  3. او قبل از درخواست شغل، رزومه‌اش را به‌روزرسانی کرد.
  4. معلمان و پرستاران بخشی از نیروی کار عمومی هستند.
  5. روزنامه از منتشر کردن داستان شرم‌آور خودداری کرد.
  6. آیا متوجه شدی امروز چقدر دفتر ساکت بود؟
  7. همه به جز داوطلبان در لیست حقوق شرکت هستند.
  8. خرج کردن پول برای چیزهایی که هیچ‌کس استفاده نمی‌کند کاملاً هدر دادن است.
  9. سیستم زمانی که هیچ‌کس به نامه‌هایش پاسخ نداد، او را شکست داد.
  10. انتظار دو سال برای یک پاسخ نباید عادی باشد.
پاسخنامه
  1. مستمری
  2. مطبوعات آزاد
  3. رزومه
  4. نیروی کار
  5. منتشر کردن
  6. اطلاعیه
  7. حقوق و دستمزد
  8. هدر دادن
  9. ناموفق
  10. عادی

07بحث

درباره هر کدام حداقل یک دقیقه صحبت کنید.

  1. نویسنده می‌گوید «ریاضیات سانسور را انجام می‌دهد.» به زبان خودتان، منظور او چیست؟
  2. آیا مشکل است اگر افراد زیادی در یک کشور برای دولت کار کنند؟ چرا یا چرا نه؟
  3. آیا یک روزنامه باید داستانی را چاپ کند که بسیاری از خوانندگانش را ناراحت می‌کند؟ چه زمانی؟
  4. فکر می‌کنید نویسنده عصبانی است، ناراحت است، امیدوار است — یا هر سه؟ به کلمات اشاره کنید.

08وظیفه نوشتاری

۱۵۰ تا ۲۰۰ کلمه بنویسید

آیا یک روزنامه باید دولت را نقد کند حتی اگر بسیاری از خوانندگانش برای آن دولت کار می‌کنند؟دو دلیل واضحبرای نظر خود بیاورید و یک مثال ذکر کنید. با جمله‌ای که دیدگاه شما را بیان می‌کند شروع کنید.

نکته معلم
به دنبال این موارد باشید: اول یک جمله با نظر واضح؛ دو دلیل متفاوت (نه یک دلیل تکراری)؛ حداقل یک مثال؛ استفاده صحیح از دو واژه واژگان این درس. نظر جسورانه را جریمه نکنید — ساختار واضح را تشویق کنید.
درس دوم

بلاغت، طعنه و استدلال

سطح: پیشرفته (C1) · مهارت‌ها: تحلیل، مناظره، نگارش نظر
پیش از شروعدرس دوم همانمقالهرا می‌خواند، اما حالا سؤال این نیست که «چه می‌گوید؟» — بلکه این است که «چطور باعث می‌شود این احساس را داشته باشید؟» واژگان زیر عمداً متفاوت و سطح بالاتر است: این‌ها ابزارهایی هستند که نویسندگان برای متقاعد کردن استفاده می‌کنند.

01گرم کردن · موضع بگیرید

واکنش سریع. موضع خود را با یک دلیل دفاع کنید.

  1. «رسانه آزاد واقعاً نمی‌تواند وجود داشته باشد جایی که بیشتر مردم به دولت وابسته‌اند.» موافقید یا مخالف؟
  2. نویسنده کانادا را با چین مقایسه می‌کند. آیا این مقایسه منصفانه است، هوشمندانه است، غیرمنصفانه است — یا هر سه؟
  3. چه زمانی طعنه یکخوبابزاری در نوشتار جدی؟ چه زمانی نتیجه معکوس می‌دهد؟

02واژگان پیشرفته

ده واژه جدید — زبان اقناع. هیچ‌کدام از درس اول تکرار نمی‌شوند.

طعنه‌آمیزصفتمسخره کردن به شیوه‌ای تلخ و تحقیرآمیز.لحن مقاله از همان خط اول طعنه‌آمیز است.
طعنهاسمتضاد بین آنچه انتظار می‌رود و آنچه واقعاً هست.در این واقعیت که یک کشور "آزاد" شبیه کشوری است که از آن می‌ترسد، طعنه وجود دارد.
بلاغتاسمهنر استفاده از زبان برای متقاعد کردن.بلاغت او او را به عنوان مردی عادی که "حساب و کتاب می‌کند" نشان می‌دهد.
اغراقاسمبزرگ‌نمایی آشکار برای تأثیرگذاری، نه به معنای واقعی.عبارت "صادرات کلم بروکلی" اغراق است.
انگیزهاسمچیزی که باعث انتخاب خاصی می‌شود.ویراستاران انگیزه دارند داستان را ملایم‌تر کنند.
سانسوراسمسرکوب یا ممنوعیت سخن یا نوشتار.او استدلال می‌کند که نتیجه شبیه سانسور بدون سانسورچی است.
وابستگیاسموضعیت تکیه کردن به کسی یا چیزی.هر دو کشور وابستگی مشابهی به دولت دارند.
روایتاسمداستان یا چارچوبی که درباره رویدادها گفته می‌شود.او می‌گوید تفاوت واقعی، روایت ملی است.
کم‌گوییاسمتوصیف چیزی کمتر از واقعیت، اغلب برای تأثیرگذاری.«درست به نظر نمی‌رسد، اینطور نیست؟» یک کم‌گویی عمدی است.
طبقهاسم (جمع: طبقات)یک سطح یا طبقه درون جامعه.او به یک طبقه مرفه در اتاوا حمله می‌کند.

03بازخوانی با یک دیدگاه

مقاله را دوباره بخوانید — این بار هر جایی که نویسندهطعنه‌آمیزبه جای معنای تحت‌اللفظی است، زیر خط بکشید. باید حداقل پنج مورد پیدا کنید.

04نام دستگاه را بنویسید

برای هر خط، تکنیک را مشخص کنید:اغراق · طعنه · پرسش بلاغی · کم‌گویی · تکرار (عبارت تکراری) · استعاره

  1. «احتمالاً صادرات کلم بروکلی.»
  2. «هنوز غیرقانونی نشده.» (در سراسر متن تکرار می‌شود)
  3. «درست به نظر نمی‌رسد، اینطور نیست؟»
  4. «ریاضی سانسور را انجام می‌دهد تا کسی مجبور نباشد.»
  5. «چقدر مشتاق هستید یک داستان سخت درباره رئیس منتشر کنید؟»
  6. یک کشور «آزاد» که بیشتر از تقریباً هر جای دیگر دنیا مردم را زندانی می‌کند.
پاسخ‌نامه
  1. اغراق / طعنه — بزرگ‌نمایی مضحک برای تمسخر دلیل رسمی جنگ عراق.
  2. تکرار — یک عبارت تکراری که حس نگرانی ایجاد می‌کند و مقاله را یکپارچه می‌سازد.
  3. سؤال بلاغی (با کم‌گویی) — انتظار موافقت دارد، نه پاسخ.
  4. استعاره — «ریاضی» نماد فشار خاموش اعداد است.
  5. سؤال بلاغی — خواننده را وارد استدلال نویسنده می‌کند.
  6. طعنه — فاصله بین «سرزمین آزادگان» و زندانی شدن گسترده.

05درک انتقادی · خواندن بین خطوط

  1. نویسنده می‌گوید: «هیچ‌کس مجبور نیست چیزی را سانسور کند.» چگونه می‌توان یک مطبوعات آزاد رابدونسانسور رسمی محدود کرد؟ از واژهٔانگیزه.
  2. در دو جمله، طنز مرکزی مقایسهٔ کانادا و چین را توضیح دهید.
  3. چرا نویسنده خود را «فقط یک نفر که حساب و کتاب را با صدای بلند انجام می‌دهد» می‌نامد؟ اینبلاغتچه اثری دارد؟
  4. یک نمونه ازکم‌گوییرا مشخص کنید و توضیح دهید چرا این روش از فریاد زدن تأثیرگذارتر است.
  5. نویسنده طرف چه کسی است — و از کجا می‌دانید که صرفاً «ضد کانادا» نیست؟
  6. آیا طعنه استدلال او را تقویت می‌کند یا تضعیف؟ نظر خود را با دلیل بیان کنید.
نمونه پاسخ‌ها
  1. سردبیرانانگیزهدارند از داستان‌هایی که مخاطب بزرگ و وابسته به دولت را ناراحت می‌کند پرهیز کنند، بنابراین خودسانسوری می‌کنند — هیچ ممنوعیت رسمی لازم نیست.
  2. کانادا و چین سهم مشابهی از کارگران وابسته به دولت دارند، اما کانادا خود را آزاد معرفی می‌کند در حالی که چین این کار را نمی‌کند. شوک در شباهت است، نه تفاوت.
  3. این او را به عنوان یک شهروند عادی و منطقی نشان می‌دهد، نه یک افراطی، و خواننده را بیشتر مایل به دنبال کردن منطقش می‌کند.
  4. «درست به نظر نمی‌رسد، نه؟» — این بیان آرام و ملایم دعوت به موافقت می‌کند و صادقانه‌تر از یک واکنش خشمگین به نظر می‌رسد.
  5. او طرف شهروندان و گزارشگری صادقانه است؛ جمله پایانی («می‌توانید بهتر عمل کنید») وفاداری را نشان می‌دهد، نه نفرت.
  6. باز — یک موضع روشن با دلیل در هر دو جهت را پاداش دهید.

06واژگان در متن

بهترین واژه را برای هر جای خالی انتخاب کنید.

انتخاب کنید ازطعنه‌آمیز · کنایه · اغراق · وابستگی · روایت · طبقه · سانسور · کم‌گویی
  1. گفتن اینکه انتظار دو ساله «نباید عادی باشد» یک نمونه آرام از __________ است.
  2. لحن تلخ و تمسخرآمیز نویسنده را می‌توان __________ توصیف کرد.
  3. هر دولتی درباره خود یک __________ تعریف می‌کند؛ این مقاله روایت کانادا را زیر سؤال می‌برد.
  4. ادعا کردن اینکه کشوری برای «بروکلی» در جنگ است، یک __________ آشکار است.
  5. خودسانسوری برای حفظ درآمد تبلیغات، __________ بدون وجود سانسورچی است.
  6. نویسنده یک __________ راحت از مقامات در اتاوا را هدف قرار می‌دهد.
  7. وابستگی اقتصادی یک ملت به دولت، تعیین می‌کند که مطبوعاتش تا چه حد جرأت چاپ چه مطالبی را دارند.
  8. عمیق‌ترین __________ این است که کشور «آزاد» شبیه همان کشوری است که از آن می‌ترسد.
کلید پاسخ
  1. کم‌گویی
  2. طعنه‌آمیز
  3. روایت
  4. اغراق
  5. سانسور
  6. طبقه
  7. وابستگی
  8. کنایه

07مناظره ساختاریافته

سه نقش، ده دقیقه برای آماده‌سازی، سپس هر نفر سه دقیقه.

موضوع مناظره: «رسانه‌ای که توسط کارمندان دولت تأمین مالی و خوانده می‌شود، هرگز نمی‌تواند واقعاً آزاد باشد.»

  • تیم الف — موافق موضوع:استفاده کنید ازانگیزه, وابستگی، وسانسور.
  • تیم ب — مخالف موضوع:استدلال کنید که حرفه‌ای‌گری، رقابت و اعتماد خوانندگان باعث صداقت رسانه می‌شود.
  • سردبیر (داور): از هر طرف یک سؤال سخت بپرسید، سپس تصمیم بگیرید کدام طرف از شواهد — نه فقط احساسات — بهتر استفاده کرده است.

08مقاله‌ی نظر

۲۵۰ تا ۳۰۰ کلمه بنویسید

«آیا در کشوری که یک نفر از هر پنج نفر برای دولت کار می‌کند، مطبوعات آزاد ممکن است؟» موضعی روشن بگیرید و از آن دفاع کنید.

ساختاری که باید دنبال کنید:

  1. جمله‌ی آغازین + تز — یک جمله‌ی آغازین پررنگ، سپس ادعای روشن شما.
  2. دلیل اول — قوی‌ترین دلیل شما، همراه با شواهد یا یک مثال.
  3. دلیل دوم — یک دلیل متفاوت دیگر.
  4. مخالف + پاسخ به آن — بهترین اعتراض را بیان کنید، سپس به آن پاسخ دهید.
  5. نتیجه‌گیری — موضع خود را با کلمات تازه تکرار کنید؛ با قدرت تمام کنید.
راهنمای نمره‌دهی
پاسخ‌های قوی (الف) موضع را در دو جمله‌ی اول بیان می‌کنند، (ب) دلایل را جداگانه نگه می‌دارند، (ج) یک مخالفت واقعی را مطرح و به آن پاسخ می‌دهند، (د) حداقل سه واژه از درس دوم را به‌درستی به کار می‌برند، و (هـ) لحن را کنترل می‌کنند — متقاعدکننده، نه صرفاً عصبانی. بالاترین نمره فقط زمانی داده می‌شود که مخالفت واقعی باشد، نه یک مرد پوشالی.
rosscline.com
انگلیسی را با گوش‌های خود ببینید

درس‌های رایگان خواندن و شنیدن بر پایه‌ی متون واقعی. صدای خود را بیاورید؛ ما کلمات را می‌آوریم.

دریافت درس‌های رایگان →
بازگشت به وبلاگ

پیام بگذارید

لطفا توجه داشته باشید، نظرات قبل از انتشار باید تایید شوند.

Registrations and Appointments