استیو جابز درباره مرگ — درس رایگان خواندن و شنیدن انگلیسی
اشتراک گذاری
استیو جابز درباره مرگ
یک درس خواندن، شنیدن و صحبت کردن درباره داشتن یک زندگی معنادار
در سال ۲۰۰۵، استیو جابز — یکی از بنیانگذاران اپل — یک سخنرانی فارغالتحصیلی معروف در دانشگاه استنفورد ارائه داد. در بخشی از این سخنرانی، او صادقانه درباره مرگ صحبت کرد و اینکه مرگ چه چیزهایی درباره زندگی به او آموخته است. در این درس، شما این بخش از سخنرانی را تماشا میکنید، سخنان او را میخوانید، دایره واژگان خود را گسترش میدهید و دیدگاههای خود را به اشتراک میگذارید.
ویدیو
ابتدا تماشا کنید بدون مطالعه کنید. نگران هر کلمه نباشید — فقط سعی کنید مفهوم کلی را متوجه شوید. سپس یک بار دیگر ویدیو را تماشا کنید و همزمان با آن بخوانید.
استیو جابز، سخنرانی مراسم فارغالتحصیلی دانشگاه استنفورد (۲۰۰۵)
سؤالات گرمکننده
- اگر میدانستید امروز آخرین روز زندگی شماست، آیا آن را همانطور که معمولاً یک روز را میگذرانید، سپری میکردید؟ چرا یا چرا نه؟
- آیا تا به حال تصمیم مهمی گرفتهاید فقط به این دلیل که از شکست خوردن یا نظر دیگران میترسیدید؟
- آیا فکر میکنید یادآوری اینکه زندگی کوتاه است به مردم کمک میکند تصمیمات بهتری بگیرند، یا فقط باعث اضطراب آنها میشود؟
متن خواندنی
متن را به آرامی بخوانید. هر کلمهای را که نمیدانید، زیر آن خط بکشید — بسیاری از این کلمات را در بخش واژگان زیر پیدا خواهید کرد.
وقتی ۱۷ سالم بود، جملهای خواندم که چیزی شبیه این بود: «اگر هر روز را طوری زندگی کنی که انگار آخرین روز زندگیات است، یک روز واقعاً درست فکر کردهای.» این جمله تأثیر زیادی روی من گذاشت و از آن زمان، در طول ۳۳ سال گذشته، هر صبح در آینه به خودم نگاه کردهام و از خودم پرسیدهام: «اگر امروز آخرین روز زندگی من باشد، آیا میخواهم کاری را که قرار است امروز انجام دهم، انجام دهم؟» و هر وقت که جواب این سؤال برای چند روز متوالی «نه» بوده، میدانم که باید چیزی را در زندگیام تغییر دهم. به یاد آوردن اینکه به زودی خواهم مرد، مهمترین چیزی است که تا به حال با آن روبهرو شدهام تا به من کمک کند تصمیمات بزرگ زندگی را بگیرم، چون تقریباً همه چیز—تمام انتظارات بیرونی، تمام غرور، تمام ترس از خجالت یا شکست—در برابر مرگ بیاهمیت میشوند و فقط آنچه واقعاً مهم است باقی میماند. به یاد داشتن اینکه قرار است بمیری، بهترین راهی است که میشناسم تا گرفتار این دام نشوی که فکر کنی چیزی برای از دست دادن داری. تو همین حالا هم هیچ چیزی برای از دست دادن نداری. هیچ دلیلی وجود نداره که دنباله دلت نری.
حدود یک سال پیش، تشخیص داده شد که من سرطان دارم. ساعت ۷:۳۰ صبح یک اسکن انجام دادم و به وضوح یک تومور روی پانکراس من دیده شد. من حتی نمیدانستم پانکراس چیست. پزشکان به من گفتند که این تقریباً قطعاً نوعی سرطان است که درمانناپذیر است و باید انتظار داشته باشم که بیش از سه تا شش ماه زنده نمانم. دکترم به من توصیه کرد به خانه بروم و کارهایم را سر و سامان بدهم، که این در زبان پزشکان یعنی «خودت را برای مرگ آماده کن». یعنی باید سعی کنی همه چیزهایی را که فکر میکردی در ده سال آینده به فرزندانت میگویی، فقط در چند ماه به آنها بگویی. یعنی مطمئن شوی همه چیز مرتب و منظم است تا خانوادهات کمترین سختی را داشته باشند. یعنی باید خداحافظی کنی.
من تمام روز با آن تشخیص زندگی کردم. بعداً همان شب، بیوپسی انجام دادم؛ آنها یک اندوسکوپ را از گلوی من پایین بردند، از معده عبور دادند و وارد رودههایم کردند، سپس با یک سوزن وارد پانکراس شدند و چند سلول از تومور برداشتند. من تحت آرامبخشی بودم اما همسرم که آنجا حضور داشت، به من گفت وقتی سلولها را زیر میکروسکوپ دیدند، دکتر شروع به گریه کرد، چون مشخص شد که این یک نوع بسیار نادر از سرطان پانکراس است که با جراحی قابل درمان است. من جراحی شدم و خوشبختانه الان حالم خوب است.
این نزدیکترین زمانی بود که تا به حال با مرگ روبهرو شدهام و امیدوارم تا چند دههی دیگر هم نزدیکتر از این نشوم. حالا که از این تجربه جان سالم به در بردهام، میتوانم این حرف را با اطمینان بیشتری نسبت به زمانی که مرگ فقط یک مفهوم ذهنی و انتزاعی بود، به شما بگویم: هیچکس نمیخواهد بمیرد، حتی کسانی که آرزوی رفتن به بهشت را دارند هم نمیخواهند برای رسیدن به آنجا بمیرند. با این حال، مرگ سرنوشتی است که همهی ما در آن مشترک هستیم. هیچکس تا به حال از آن فرار نکرده است. و این همانطور که باید باشد، چون مرگ به احتمال زیاد بهترین اختراع زندگی است. مرگ عامل تغییر در زندگی است؛ کهنهها را کنار میزند تا جا برای نوها باز شود. در حال حاضر، این نوها شما هستید. اما روزی نه چندان دور، شما هم به تدریج کهنه میشوید و کنار گذاشته خواهید شد. متأسفم که اینقدر دراماتیک صحبت میکنم، اما واقعیت دارد. زمان شما محدود است، پس آن را با زندگی کردن زندگی دیگران هدر ندهید. اسیر دگم نشوید، یعنی زندگی کردن با نتایج افکار دیگران. اجازه ندهید سر و صدای نظرات دیگران صدای درونی، قلب و شهود خودتان را خاموش کند. آنها به نوعی از قبل میدانند که شما واقعاً میخواهید چه کسی باشید. بقیه چیزها اهمیت کمتری دارند.
کلمات و عبارات مهم برای دانستن
این موارد را قبل یا بعد از خواندن مطالعه کنید. هر کدام از آنها در متن ظاهر میشوند.
کلمه را با معنی آن مطابقت دهید
هر کلمه (۱ تا ۸) را با تعریف درست (A تا H) مطابقت دهید. سپس پاسخهای خود را بررسی کنید.
- incurable
- intuition
- dogma
- مقصد
- sedated
- ثانویه
- biopsy
- pride
- یک باور که بدون پرسش پذیرفته شده است
- با دارو خوابآلود یا آرام شده
- غیرممکن برای درمان
- احساسی از احترام به خود یا اهمیت دادن به خود
- کماهمیتتر از چیز دیگری
- پایان یک سفر
- درک کردن چیزی به طور غریزی
- آزمایشی که یک تکه کوچک از بافت را بررسی میکند
نمایش پاسخها
درک خود را بسنجید
پاسخ
پاسخ
پاسخ
پاسخ
پاسخ
پاسخ
جای خالی را پر کنید
بهترین کلمه را برای هر جمله انتخاب کنید. وقتی آماده شدید، پاسخ خود را بررسی کنید.
پاسخ
پاسخ
پاسخ
پاسخ
پاسخ
پاسخ
دربارهاش صحبت کنید
- آیا با این جمله موافق هستید که «زمان شما محدود است، پس آن را با زندگی کردن زندگی دیگران هدر ندهید»؟ آیا این توصیه برای همه واقعبینانه است؟
- عبارت "دنبال دلت رفتن" به چه معناست؟ آیا همیشه توصیه خوبی است یا میتواند خطرناک باشد؟
- در فرهنگ شما، مردم چگونه درباره مرگ صحبت میکنند؟ آیا این موضوعی باز و قابل بحث است یا چیزی است که مردم از آن اجتناب میکنند؟
- جابز میگوید روبرو شدن با مرگ به او کمک کرد تا تصمیمات بزرگی بگیرد. آیا تا به حال یک تجربه سخت باعث شده شیوه زندگیتان تغییر کند؟
- اگر امروز آخرین روز زندگیتان بود، یک کار که متفاوت انجام میدادید چه بود؟
یک پاسخ کوتاه بنویسید
یک پاراگراف از ۸۰ تا ۱۲۰ کلمه شروع با:
اگر هر روز را طوری زندگی میکردم که انگار آخرین روزم است، من ...
درس را با خود ببرید
ویدیو کلیپ را دانلود کنید تا بتوانید به صورت آفلاین مطالعه کنید، یا برگه تمرینی قابل چاپ را دریافت کنید.
⬇ دانلود ویدیو ⬇ برگه کار قابل چاپ (PDF)
انگلیسی که در دنیای واقعی کاربرد دارد.
بیشتر درسهای رایگان را بررسی کنید free-forever-style →