Steve Jobs on Death — Free English Reading & Listening Lesson

استیو جابز درباره مرگ — درس رایگان خواندن و شنیدن انگلیسی

{% assign root = routes.root_url %}{% if root == '/' %}{% assign root = '' %}{% endif %}
راس کلاین تایم · درس خواندن انگلیسی

استیو جابز درباره مرگ

یک درس خواندن، شنیدن و صحبت کردن درباره داشتن یک زندگی معنادار


سطحمتوسط – پیشرفته
مهارت‌هاخواندن · شنیدن · صحبت کردن
زمان۴۵ تا ۶۰ دقیقه

در سال ۲۰۰۵، استیو جابز — یکی از بنیان‌گذاران اپل — یک سخنرانی فارغ‌التحصیلی معروف در دانشگاه استنفورد ارائه داد. در بخشی از این سخنرانی، او صادقانه درباره مرگ صحبت کرد و اینکه مرگ چه چیزهایی درباره زندگی به او آموخته است. در این درس، شما این بخش از سخنرانی را تماشا می‌کنید، سخنان او را می‌خوانید، دایره واژگان خود را گسترش می‌دهید و دیدگاه‌های خود را به اشتراک می‌گذارید.

مرحله ۱ · تماشا کنید و گوش دهید

ویدیو

ابتدا تماشا کنید بدون مطالعه کنید. نگران هر کلمه نباشید — فقط سعی کنید مفهوم کلی را متوجه شوید. سپس یک بار دیگر ویدیو را تماشا کنید و همزمان با آن بخوانید.

استیو جابز، سخنرانی مراسم فارغ‌التحصیلی دانشگاه استنفورد (۲۰۰۵)

مرحله ۲ · قبل از خواندن

سؤالات گرم‌کننده

  1. اگر می‌دانستید امروز آخرین روز زندگی شماست، آیا آن را همان‌طور که معمولاً یک روز را می‌گذرانید، سپری می‌کردید؟ چرا یا چرا نه؟
  2. آیا تا به حال تصمیم مهمی گرفته‌اید فقط به این دلیل که از شکست خوردن یا نظر دیگران می‌ترسیدید؟
  3. آیا فکر می‌کنید یادآوری اینکه زندگی کوتاه است به مردم کمک می‌کند تصمیمات بهتری بگیرند، یا فقط باعث اضطراب آن‌ها می‌شود؟
مرحله ۳ · بخوانید

متن خواندنی

متن را به آرامی بخوانید. هر کلمه‌ای را که نمی‌دانید، زیر آن خط بکشید — بسیاری از این کلمات را در بخش واژگان زیر پیدا خواهید کرد.

وقتی ۱۷ سالم بود، جمله‌ای خواندم که چیزی شبیه این بود: «اگر هر روز را طوری زندگی کنی که انگار آخرین روز زندگی‌ات است، یک روز واقعاً درست فکر کرده‌ای.» این جمله تأثیر زیادی روی من گذاشت و از آن زمان، در طول ۳۳ سال گذشته، هر صبح در آینه به خودم نگاه کرده‌ام و از خودم پرسیده‌ام: «اگر امروز آخرین روز زندگی من باشد، آیا می‌خواهم کاری را که قرار است امروز انجام دهم، انجام دهم؟» و هر وقت که جواب این سؤال برای چند روز متوالی «نه» بوده، می‌دانم که باید چیزی را در زندگی‌ام تغییر دهم. به یاد آوردن اینکه به زودی خواهم مرد، مهم‌ترین چیزی است که تا به حال با آن روبه‌رو شده‌ام تا به من کمک کند تصمیمات بزرگ زندگی را بگیرم، چون تقریباً همه چیز—تمام انتظارات بیرونی، تمام غرور، تمام ترس از خجالت یا شکست—در برابر مرگ بی‌اهمیت می‌شوند و فقط آنچه واقعاً مهم است باقی می‌ماند. به یاد داشتن اینکه قرار است بمیری، بهترین راهی است که می‌شناسم تا گرفتار این دام نشوی که فکر کنی چیزی برای از دست دادن داری. تو همین حالا هم هیچ چیزی برای از دست دادن نداری. هیچ دلیلی وجود نداره که دنباله دلت نری.

حدود یک سال پیش، تشخیص داده شد که من سرطان دارم. ساعت ۷:۳۰ صبح یک اسکن انجام دادم و به وضوح یک تومور روی پانکراس من دیده شد. من حتی نمی‌دانستم پانکراس چیست. پزشکان به من گفتند که این تقریباً قطعاً نوعی سرطان است که درمان‌ناپذیر است و باید انتظار داشته باشم که بیش از سه تا شش ماه زنده نمانم. دکترم به من توصیه کرد به خانه بروم و کارهایم را سر و سامان بدهم، که این در زبان پزشکان یعنی «خودت را برای مرگ آماده کن». یعنی باید سعی کنی همه چیزهایی را که فکر می‌کردی در ده سال آینده به فرزندانت می‌گویی، فقط در چند ماه به آن‌ها بگویی. یعنی مطمئن شوی همه چیز مرتب و منظم است تا خانواده‌ات کمترین سختی را داشته باشند. یعنی باید خداحافظی کنی.

من تمام روز با آن تشخیص زندگی کردم. بعداً همان شب، بیوپسی انجام دادم؛ آن‌ها یک اندوسکوپ را از گلوی من پایین بردند، از معده عبور دادند و وارد روده‌هایم کردند، سپس با یک سوزن وارد پانکراس شدند و چند سلول از تومور برداشتند. من تحت آرام‌بخشی بودم اما همسرم که آنجا حضور داشت، به من گفت وقتی سلول‌ها را زیر میکروسکوپ دیدند، دکتر شروع به گریه کرد، چون مشخص شد که این یک نوع بسیار نادر از سرطان پانکراس است که با جراحی قابل درمان است. من جراحی شدم و خوشبختانه الان حالم خوب است.

این نزدیک‌ترین زمانی بود که تا به حال با مرگ روبه‌رو شده‌ام و امیدوارم تا چند دهه‌ی دیگر هم نزدیک‌تر از این نشوم. حالا که از این تجربه جان سالم به در برده‌ام، می‌توانم این حرف را با اطمینان بیشتری نسبت به زمانی که مرگ فقط یک مفهوم ذهنی و انتزاعی بود، به شما بگویم: هیچ‌کس نمی‌خواهد بمیرد، حتی کسانی که آرزوی رفتن به بهشت را دارند هم نمی‌خواهند برای رسیدن به آنجا بمیرند. با این حال، مرگ سرنوشتی است که همه‌ی ما در آن مشترک هستیم. هیچ‌کس تا به حال از آن فرار نکرده است. و این همان‌طور که باید باشد، چون مرگ به احتمال زیاد بهترین اختراع زندگی است. مرگ عامل تغییر در زندگی است؛ کهنه‌ها را کنار می‌زند تا جا برای نوها باز شود. در حال حاضر، این نوها شما هستید. اما روزی نه چندان دور، شما هم به تدریج کهنه می‌شوید و کنار گذاشته خواهید شد. متأسفم که این‌قدر دراماتیک صحبت می‌کنم، اما واقعیت دارد. زمان شما محدود است، پس آن را با زندگی کردن زندگی دیگران هدر ندهید. اسیر دگم نشوید، یعنی زندگی کردن با نتایج افکار دیگران. اجازه ندهید سر و صدای نظرات دیگران صدای درونی، قلب و شهود خودتان را خاموش کند. آن‌ها به نوعی از قبل می‌دانند که شما واقعاً می‌خواهید چه کسی باشید. بقیه چیزها اهمیت کمتری دارند.


مرحله ۴ · واژگان کلیدی

کلمات و عبارات مهم برای دانستن

این موارد را قبل یا بعد از خواندن مطالعه کنید. هر کدام از آن‌ها در متن ظاهر می‌شوند.

یک نقل‌قولnoun
کلماتی که شخصی گفته یا نوشته است و توسط فرد دیگری تکرار می‌شود
او صحبتش را با یک نقل‌قول معروف درباره شجاعت آغاز کرد.
تأثیر گذاشتنعبارت
باعث شدن که کسی احساس علاقه شدید، احترام یا تحسین کند
صداقتش واقعاً روی من تأثیر گذاشت.
خارجیadjective
آمده از بیرون؛ نه از درون خودتان
او فشارهای بیرونی را نادیده گرفت و به برنامه خودش اعتماد کرد.
انتظاراتnoun
باورهای قوی که چیزی اتفاق خواهد افتاد یا باید اتفاق بیفتد
انتظارات زیادی از مدیر جدید وجود دارد.
pridenoun
عزت نفس؛ گاهی اوقات، نگرانی بیش از حد درباره تصویر یا ظاهر خود
غرورش باعث شد که از درخواست کمک خودداری کند.
embarrassmentnoun
احساس ناراحتی که ناشی از شرمندگی یا احمق بودن است
جادوگر از شدت خجالت مُرد وقتی که راس کارهای شیطانی او را برملا کرد.
fall awayphrasal verb
به تدریج ناپدید شدن یا بی‌اهمیت شدن
نگرانی‌هایم از بین رفت وقتی تصمیم گرفتم.
از قلبت پیروی کنidiom
انجام دادن کاری که واقعاً احساس می‌کنی درست است، نه آنچه دیگران انتظار دارند
او یک شغل امن را رها کرد تا دنبال دلش برود.
مبتلا شدن به / تشخیص داده شدن بهverb
اینکه پزشک به شما بگوید که به یک بیماری خاص مبتلا هستید
سال گذشته تشخیص داده شد که او دیابت دارد.
incurableadjective
غیرممکن برای درمان یا بهتر کردن
قبلاً تصور می‌شد که این یک بیماری لاعلاج است.
امور خود را سر و سامان دادنidiom
برای ساماندهی امور شخصی و حقوقی خود، اغلب پیش از مرگ
وکیل به او کمک کرد تا امورش را سامان دهد.
یک نمونه‌برداری (biopsy)noun
یک آزمایش پزشکی که در آن یک تکه کوچک از بافت برداشته و بررسی می‌شود
پزشک برای اطمینان یک نمونه‌برداری (بیوپسی) تجویز کرد.
sedatedadjective
آرام یا خواب‌آلود شده با دارو
بیمار قبل از انجام عمل آرام‌بخش دریافت کرد.
مقصدnoun
مکانی یا نقطه‌ی پایانی که به سمت آن سفر می‌کنید
او گفت: مرگ مقصدی است که همه ما در آن مشترک هستیم.
یک عامل تغییرعبارت اسمی
چیزی یا کسی که باعث تغییر مهمی می‌شود
او مرگ را «عامل تغییر زندگی» نامید.
dogmanoun
یک باور یا مجموعه‌ای از قوانین که بدون پرسش پذیرفته می‌شود
اجازه نده باورهای قدیمی آینده‌ات را تعیین کنند.
intuitionnoun
توانایی درک چیزی به طور غریزی، بدون داشتن مدرک
وقتی چیزی اشتباه به نظر می‌رسد، به شهود خود اعتماد کنید.
ثانویهadjective
کم‌اهمیت‌تر از چیز دیگری
برای او، پول در مقایسه با انجام کار خوب اهمیت کمتری داشت.
مرحله ۵ · تطبیق واژگان

کلمه را با معنی آن مطابقت دهید

هر کلمه (۱ تا ۸) را با تعریف درست (A تا H) مطابقت دهید. سپس پاسخ‌های خود را بررسی کنید.

کلمات
  1. incurable
  2. intuition
  3. dogma
  4. مقصد
  5. sedated
  6. ثانویه
  7. biopsy
  8. pride
تعاریف
  1. یک باور که بدون پرسش پذیرفته شده است
  2. با دارو خواب‌آلود یا آرام شده
  3. غیرممکن برای درمان
  4. احساسی از احترام به خود یا اهمیت دادن به خود
  5. کم‌اهمیت‌تر از چیز دیگری
  6. پایان یک سفر
  7. درک کردن چیزی به طور غریزی
  8. آزمایشی که یک تکه کوچک از بافت را بررسی می‌کند
نمایش پاسخ‌ها
۱ → C  ·  ۲ → G  ·  ۳ → A  ·  ۴ → F  ·  ۵ → B  ·  ۶ → E  ·  ۷ → H  ·  ۸ → D
مرحله ۶ · درک مطلب

درک خود را بسنجید

1.استیو جابز هر صبح در آینه از خودش چه سوالی می‌پرسید؟
پاسخ
آیا — اگر امروز آخرین روز زندگی‌اش بود — باز هم می‌خواست همان کاری را که برای آن روز برنامه‌ریزی کرده بود انجام دهد یا نه.
2.به گفته جابز، وقتی به یاد می‌آوریم که خواهیم مرد، چه چیزی «از بین می‌رود»؟
پاسخ
انتظارات بیرونی، غرور و ترس از خجالت یا شکست — و در نهایت باقی ماندن فقط آنچه واقعاً مهم است.
3.استیو جابز به چه بیماری‌ای تشخیص داده شد و پزشکان در ابتدا چه انتظاری داشتند؟
پاسخ
یک نوع سرطان پانکراس. پزشکان ابتدا فکر می‌کردند که درمان‌ناپذیر است و فقط سه تا شش ماه به او فرصت زندگی دادند.
4.چرا دکتر بعد از نگاه کردن به سلول‌ها شروع به گریه کرد؟
پاسخ
زیرا مشخص شد که سرطان نوع نادری است که می‌توان آن را با جراحی درمان کرد — بنابراین خبر در واقع خوب بود.
5.چرا جابز مرگ را به عنوان «بهترین اختراع زندگی» توصیف می‌کند؟
پاسخ
زیرا این کار باعث می‌شود چیزهای قدیمی کنار بروند تا جا برای چیزهای جدید باز شود — به گفته او، مرگ «عامل تغییر» زندگی است.
6.اصلی‌ترین توصیه‌ای که جابز در پایان به فارغ‌التحصیلان می‌دهد چیست؟
پاسخ
وقت محدود خود را صرف زندگی کردن به جای دیگران نکنند و اجازه ندهند نظرات دیگران صدای درونی، قلب و شهود خودشان را خاموش کند.
مرحله ۷ · آزمون واژگان

جای خالی را پر کنید

بهترین کلمه را برای هر جمله انتخاب کنید. وقتی آماده شدید، پاسخ خود را بررسی کنید.

1.پزشک نمونه کوچکی از بافت را برای ____ برداشت.
پاسخ
biopsy
2.اجازه نده که ____ دیگران صدای درونی خودت را خاموش کند.
پاسخ
نظرات (همچنین قبول کنید: noise / expectations توضیح: در اینجا دو واژه انگلیسی آورده شده است که باید معنی و کاربرد آن‌ها را یاد بگیرید. noise: به معنی "صدا" یا "نویز" است. معمولاً به صدای مزاحم یا صدایی که نمی‌خواهیم بشنویم اشاره دارد. expectations: به معنی "انتظارات" است. یعنی چیزی که انتظار داریم اتفاق بیفتد یا امید داریم رخ دهد.)
3.وقتی او به مرگ فکر کرد، تمام انتظارات ____ او از بین رفت.
پاسخ
خارجی
4.او تصمیم گرفت رویاهایش را دنبال کند و مدرسه خودش را راه‌اندازی کند.
پاسخ
follow … heart دنبال کردن … قلب در این عبارت، منظور این است که کسی از احساسات و تمایلات قلبی خود پیروی کند. برای مثال: "You should follow your heart." یعنی "تو باید از قلبت پیروی کنی."
5.این بیماری زمانی تصور می‌شد که ____. اما اکنون پزشکان می‌توانند آن را درمان کنند.
پاسخ
incurable
6.برای او، شهرت ____ بود؛ انجام کار معنادار در اولویت قرار داشت.
پاسخ
ثانویه
مرحله ۸ · صحبت کردن و بحث

درباره‌اش صحبت کنید

  • آیا با این جمله موافق هستید که «زمان شما محدود است، پس آن را با زندگی کردن زندگی دیگران هدر ندهید»؟ آیا این توصیه برای همه واقع‌بینانه است؟
  • عبارت "دنبال دلت رفتن" به چه معناست؟ آیا همیشه توصیه خوبی است یا می‌تواند خطرناک باشد؟
  • در فرهنگ شما، مردم چگونه درباره مرگ صحبت می‌کنند؟ آیا این موضوعی باز و قابل بحث است یا چیزی است که مردم از آن اجتناب می‌کنند؟
  • جابز می‌گوید روبرو شدن با مرگ به او کمک کرد تا تصمیمات بزرگی بگیرد. آیا تا به حال یک تجربه سخت باعث شده شیوه زندگی‌تان تغییر کند؟
  • اگر امروز آخرین روز زندگی‌تان بود، یک کار که متفاوت انجام می‌دادید چه بود؟
مرحله ۹ · نوشتن

یک پاسخ کوتاه بنویسید

یک پاراگراف از ۸۰ تا ۱۲۰ کلمه شروع با:

اگر هر روز را طوری زندگی می‌کردم که انگار آخرین روزم است، من ...

درس را با خود ببرید

ویدیو کلیپ را دانلود کنید تا بتوانید به صورت آفلاین مطالعه کنید، یا برگه تمرینی قابل چاپ را دریافت کنید.

⬇ دانلود ویدیو ⬇ برگه کار قابل چاپ (PDF)

 

rosscline.com 

انگلیسی که در دنیای واقعی کاربرد دارد.
بیشتر درس‌های رایگان را بررسی کنید free-forever-style →

بازگشت به وبلاگ

پیام بگذارید

لطفا توجه داشته باشید، نظرات قبل از انتشار باید تایید شوند.

Registrations and Appointments