Screened Out at Home

در خانه حذف شدند

دولت نیوبرانزویک Government of New Brunswick یک برنامه استخدامی به نام GNB Mosaïk را اجرا می‌کند GNB Mosaïkوب‌سایت خودِ آن را برنامه‌ای استخدامی برای تازه‌واردانی که در نیوبرانزویک به دنیا نیامده‌اند توصیف می‌کند. ارزش‌های منتشرشدهٔ آن شامل تعهدی به «پذیرفتن، نه رد کردن» و اتخاذ تصمیمات بر اساس ارزش‌ها به‌جای صرفاً قوانین است.

من در نیوبرانزویک به دنیا آمدم. قواعد را می‌دانم.

من چهل‌وچهار ساله‌ام. بیست سال است که تدریس می‌کنم. برای پانزده سال از آن‌ها مالک و مدیر یک مدرسهٔ زبان انگلیسی در تایچونگ، تایوان بودم — ثبت‌شده، دارای مجوز، با کادر و سودآور، و من به‌عنوان تنها مدیر از 2009 تا 2024 مسؤول آن بودم. به کودکان چهار‌ساله آموزش می‌دادم تا اولین کلماتشان را رمزگشایی کنند. به مدیران اجرایی آموختم چگونه به زبان دوم مذاکره کنند. برنامهٔ درسی ساختم، معلمان را استخدام کردم، حقوق‌ها را در جریان پاندمی پرداخت کردم، و به‌مدت یک دهه و نیم به یک نهاد نظارتی خارجی به زبانی خارجی پاسخگو بودم.

به نیوبرانزویک برگشتم چون آنجا خانه‌ام است. حدود یک‌ونیم سال درهایش را می‌کوبیدم.

این را از جنوب‌شرق آسیا می‌نویسم، جایی که دنبال کار تدریس هستم — چون این بخش از جهان مرا می‌پذیرد و نیوبرانزویک اصلاً راهی برای من ندارد.

این جمله باید کسی را در فردریکتون خجالت‌زده کند. باید کسی را در اتاوا هم خجالت‌زده کند.

خلاصهٔ کوتاه

ضبط‌شده در حال راه‌رفتن، یازده هزار کیلومتر دور از خانه.  تماشا در تیک‌تاک →

بقیهٔ این شواهد است.

لوله‌کش و معلم

در بک بی، نیوبرانزویک، یک معلم تمام‌وقت وجود دارد که تمام دوران کاری‌اش را به‌عنوان لوله‌کش گذرانده است.

می‌خواهم خیلی واضح بگویم: خوب. منظورم همین است. یک حرفه‌ای که در کاری واقعی استاد شده و می‌تواند یک کلاس نوجوانان را اداره کند دقیقاً همان کسی است که باید در کلاس باشد. من با آن مرد مشکلی ندارم. مشکل من با آن چیزی است که وجود او ثابت می‌کند.

زیرا این یک استثنا نیست. این... خط‌مشی. تحت خط‌مشی ۶۱۲ نیوبرانزویک، فردی که دارای نشانِ رد سیلِ تأییدشده باشد می‌تواند توسط یک ناحیهٔ مدرسه‌ای برای گواهی‌نامهٔ موقت معلمی نوع ۴ توصیه شود و در حالی که در حال تدریس است دورهٔ کارشناسی آموزش را آغاز کند. استان به یک حرفه‌ایِ شاگردکار نگاه کرد و به‌درستی نتیجه گرفت که تسلط بر یک حرفه به‌علاوهٔ تمرینِ تحتِ نظارت برابر است با یک معلم واجد شرایط. برای او پلی ساخت، آن را در خط‌مشی نوشت، به آن شمارهٔ فرم داد و از او هفتاد دلار گرفت.

دو نفر در لبهٔ شکافی: یکی از روی پلی ساخته‌شده از لوله‌های صنعتی عبور می‌کند، دیگری در لبه‌ای بدون پل ایستاده و کتابی در دست دارد.
نیوبرانزویک برای مردی که در کار لوله‌کشی استاد شده بود پلی ساخت؛ برای مردی که در تدریس استاد شده بود پلی نساخت.

حالا آن را با من مقایسه کنید.

بیست سال تدریس. پانزده سال ادارهٔ یک مدرسه میدانی. گواهی TESL صد و ده‌ساعته از تورنتو. گواهی روش‌شناسی از مؤسسه‌ای در فولدا، آلمان. پنجاه‌وچهار واحد دانشگاهی از آکادیا. تخصص در آموزش خواندن در سنین چهار تا هفت — سخت‌ترین و پراهمیت‌ترین کاری که در کل سیستم باید آموزش داده شود — و تخصص دوم در زبان انگلیسی کسب‌وکار برای بزرگسالان شاغل.

برای من هیچ مسیر ارزیابی یادگیری پیشین وجود ندارد. هیچ فرمی نیست. هیچ هزینه‌ای نیست که بتوانم پرداخت کنم، چون هیچ چیزی برای پرداخت به آن وجود ندارد. پانزده سالِ من در هیچ‌کجای سیستم وجود ندارد. آنها ارزش صفر ندارند — صفر حداقل یک عدد است. آنها صرفاً در هیچ دسته‌ای قرار نمی‌گیرند.

دری که ساخته شد و دری که ساخته نشد

بگذارید دقیق باشم دربارهٔ آنچه کانادا ساخته است، چون واقعاً چشمگیر است و نمی‌خواهم اشتباه برداشت شوم.

نیوبرانزویک تخصیص نامزدهای استانی خود را برای سال ۲۰۲۵ تقریباً به ۴۲۵۰ نفر سه برابر کرد. این استان موافقت کرد در طول دو سال ۴۰۰ متقاضی پناهندگی را بپذیرد که با ۱۴.۱ میلیون دلار کمک مالی فدرال برای مسکن و اسکان پشتیبانی می‌شود. همچنین یک Immigrant Settlement Support Funding Program که به سازمان‌های غیرانتفاعی برای سوق دادن تازه‌واردان به نیروی کار محلی پرداخت می‌کند. یک برنامهٔ کمک‌های چندفرهنگی وجود دارد. و یک Atlantic Immigrant Career Loan Fund، که تا ۱۵٬۰۰۰ دلار برای شهریه، آزمون‌ها، مواد و تجهیزات، سفر و هزینه‌های زندگی وام می‌دهد تا تازه‌وارد مجبور نباشد حرفهٔ خود را از صفر آغاز کند.

و برای معلمان به‌طور خاص، یک برنامه وجود دارد Pathways to Teach Canada — یک فرایند ملی ساده‌شده که از طریق آن یک آموزگار آموزش‌دیده در خارج می‌تواند مدارک و شایستگی زبانی‌اش به‌طور رسمی ارزیابی شده و مستقیماً به نیوبرانزویک ارسال شود Office of Teacher Certification.

دو معلم وارد نیوبرانزویک می‌شوند

یک معلم آموزش‌دیده در خارج که به‌عنوان تازه‌وارد می‌رسد

  • یک پورتال ملی ارزیابی مدارک — Pathways to Teach Canada
  • تا سقف ۱۵٬۰۰۰ دلار از طریق Atlantic Immigrant Career Loan Fund
  • یک سازمان اسکان دارای بودجه با مددکاران پرونده‌ی حقوق‌بگیر
  • این Immigrant Settlement Support Funding Program
  • GNB Mosaïk — یک مسیر استخدام استانی ساخته‌شده برای کسانی که در اینجا متولد نشده‌اند

یک معلم متولد نیوبرانزویک که به خانه بازمی‌گردد

هیچ برنامه‌ی معادل وجود ندارد.

سپس دنبال معادلِ بازگشتِ شهروند بگردید. در وب‌سایت دولت کانادا برای یک برنامهٔ بازگردانی جستجو کنید و آنچه می‌یابید راهنمایی برای بازگرداندن نیاکان بومی و اشیای فرهنگی به جوامعشان است. این کاری ضروری و محترمانه است. همچنین، به‌طرزی شگفت‌آور، آن تنها چیزی است که آن واژه در سیاست فدرال کانادا معنا می‌دهد. برای یک شهروند که پس از پانزده سال زندگی در خارج به خانه بازمی‌گردد، هیچ خدمات بازگشت و ادغام وجود ندارد. هیچ ارزیابی پیشینِ یادگیری وجود ندارد. هیچ صندوقِ شناسایی مدارک وجود ندارد. هیچ رابطی وجود ندارد. هیچ پرونده‌ای وجود ندارد. هیچ شماره‌ای که به جایی منتهی شود وجود ندارد.

کانادا یک نسل را صرف ساخت پیچیده‌ترین سازوکار جذب استعداد ورودی در جهان توسعه‌یافته کرده و حتی برای افرادی که صادر کرده، یک در هم نساخته است.

آنچه واقعاً به من گفته شد

من واردِ یک WorkingNB دفتر نشدم تا درخواست کار کنم. من وارد شدم تا آموزش ببینم.

صریح گفتم: بگو به چه چیزی نیاز دارم و من خواهم رفت و آن را تهیه می‌کنم. مسیر را روی نقشه نشان بده و من آن را طی خواهم کرد. من مغرور نیستم و چیزی به من بدهکار نیست. من نیاز داشتم کسی خطی از جایی که ایستاده‌ام تا جایی که کار بود بکشد.

آنچه در جلسه‌ای با یک مددکار و سرپرستش به من گفته شد این بود که صد و هشتاد روز بدون کار طبیعی است.

این همان خدمت است. شش ماه هیچ‌کاری در محدوده انتظارات است. این هم یک بروشور.

همچنین به من گفته شد که مجاز به داوطلبی هستم.

هیچ‌کس برایم نقشه نکشید. هیچ‌کس نگفت: این سیاست ۶۱۲ است، این هم آنچه از یادگیری پیشین قابل ارزیابی است، این مجوز تدریس محلی است که شما را ماه بعد بدون هیچ گواهینامه‌ای به‌عنوان معلم جایگزین جلوی کلاس قرار می‌دهد. آن مورد آخر وجود دارد — نواحی مدرسه‌ای می‌توانند مجوز تدریس محلی به افرادی بدهند که اصلاً هیچ گواهی معلمی ندارند. هیچ‌کس یک‌بار هم به آن اشاره نکرد.

مشکل این نیست که نیوبرانزویک انعطاف‌ناپذیر است. مشکل این است که انعطاف‌پذیری‌اش برای کسانی که می‌خواهد جذب کند محفوظ است و از کسانی که فرض می‌کند از قبل دارد دریغ می‌شود.

کسی که من او را ملامت نمی‌کنم

من مهاجران را مقصر نمی‌دانم؛ هیچ‌کدام‌شان.

هر هفته یک کلاس آنلاین رایگان به دانشجویانی در سراسر جهان تدریس می‌کنم. یکی از آن‌ها زن بیست‌وپنج‌ساله‌ای از برزیل است. او به‌صورت تمام‌وقت برای دولت کانادا در فردریکتون کار می‌کند. من او را بسیار دوست دارم و مجاناً او را آموزش می‌دهم چون ارزشش را دارد.

او اخیراً به من گفت که دل‌خور است. او هدررفت را در اداره‌ای که در آن کار می‌کند می‌بیند. درباره‌اش فکر کرده، راه‌حل‌هایی ترتیب داده و مطرح کرده است. پاسخ مدیرش، عملاً این بود: تا وقتی من بازنشسته شوم.

به این فکر کن. اینجا یک فرد جوان، توانمند و باانگیزه در یک دفتر دولتی کانادا است که دقیقاً همان نوع تفکری را تولید می‌کند که هر وزیر ادعا می‌کند می‌خواهد، و پاسخی که او می‌شنود این است که بهبود قرار است بعد از قطعی شدن حق بازنشستگیِ شخص دیگری انجام شود.

و این‌جا است که قضیه واقعاً مضحک می‌شود. دلم خواست به او بگویم: برو. جایی که من رفتم برو. آن‌جا برای تو فضای بیشتری هست.

شخصی با چمدان از کنار دری بسته و بی‌نشان دور می‌رود و به سمت خروجی‌ای روشن و گرم در انتهای یک راهروی طولانی قدم می‌زند.
کشوری که قادر به گشودن در نیست نهایتاً تبدیل به کشوری می‌شود که مردم از آن بیرون می‌روند.

این تمامِ اتهام را در یک جمله خلاصه می‌کند. یک کانادایی که از استان خودش محروم شده و آن‌طرف دنیا به دنبال کار می‌گردد، به یک مهاجر جوان و بااستعداد می‌گوید جاه‌طلبی‌اش در جایی غیر از کانادا بهتر به نتیجه می‌رسد. این کشوری نیست که استعداد جذب کند؛ این کشوری است که آنها را صرفاً پردازش می‌کند.

او هیچ کار اشتباهی نکرد. او منطقی در واکنش به انگیزه‌هایی که دولت طراحی، تأمین مالی و تبلیغ کرده بود رفتار کرد. اگر دولتی جاده‌ای پهن، روشن و خوب‌تأمین‌شده بسازد و تابلوهایی به بیست زبان در آن نصب کند، مردم را به‌خاطر راه رفتن در آن سرزنش نمی‌کنید. باید نگاه کنید چه کسی آن را ساخته و بپرسید چرا هرگز یکی در جهت مخالف نساختند.

من علاقه‌ای به ورزش ملی کینه‌توزی نسبت به فرد پشت پیشخوان تیم هورتونز ندارم. آن هدفی بزدلانه و احمقانه است. کسانی که باید پاسخ بدهند وزرا و معاونان وزیری هستند که راهبرد جمعیتی‌ای نوشتند که در آن «جمعیت» آرام‌آرام به معنی «افرادِ اهل جای دیگری» تبدیل شد، و هرگز حتی یک‌بار هم به‌صورت رسمی از آنها پرسیده نشده است برنامه برای شهروندی که به خانه بازمی‌گردد چیست.

پس اجازه دهید رسماً بپرسم

به وزیر آموزش‌های عالی، آموزش و کار ایالت نیوبرانزویک

GNB Mosaïk GNB Mosaïk برای افرادی که در نیوبرانزویک متولد نشده‌اند وجود دارد. برنامه متناظر برای نیوبرانزویکی‌هایی که از خارج بازمی‌گردند و تجربه کاری خارجی دارند چیست؟ اگر پاسخ هیچ است، آن را علناً اعلام کنید.

به دفتر صدور گواهی معلمان Office of Teacher Certification

سیاست ۶۱۲ رد سیل را به‌عنوان پایه‌ای برای ورود به حرفه به رسمیت می‌شناسد. بر چه مبنای شواهدی، بیست سال تدریس از جمله پانزده سال مدیریت یک مدرسه مجاز، کمتر از یک مدرک فنی ارزیابی می‌شود؟ آن اصل را نام ببرید.

به وزیر مهاجرت، پناهندگان و شهروندی کانادا

کانادا هزینه زیادی برای خدمات اسکان تازه‌واردان صرف می‌کند و به‌درستی همین‌طور. ردیف بودجه فدرال برای بازادغام شهروندان کانادایی بازگشته چیست؟ تعداد نفرات چقدر است؟ چه کسی مسئول این پرونده است؟

به وزیر اشتغال و توسعه اجتماعی

آیا صد و هشتاد روز بدون کار، استاندارد خدماتی است که وزارت شما برای یک شهروندی که وارد دفتر اشتغال استانی می‌شود و درخواست آموزش مجدد می‌کند قابل قبول می‌داند؟ اگر نه، استاندارد چه مدت است؟

دوست دارم این‌ها پاسخ داده شوند. گمان می‌کنم تاکنون هیچ‌کس هرگز این سؤالات را نپرسیده است.

چرا این موضوع از من بزرگ‌تر است؟

استراتژی جمعیتی نیوبرانزویک مبتنی بر برآوردی است که حدود ۱۴۰٬۰۰۰ نفر از اهالی نیوبرانزویک ظرف یک دهه از نیروی کار بازنشسته خواهند شد. استان درست می‌گوید که به افراد نیاز دارد. درست است که مهاجرت ضروری است و باید ادامه یابد. هیچ چیزی که من نوشته‌ام خلاف این را مطرح نمی‌کند.

اما نیوبرانزویک همچنین یک دیاسپورا هم دارد. هزاران نفری که در آن استان متولد شده‌اند و رفته‌اند، در جای دیگری مهارت‌های واقعی کسب کرده‌اند و فردا هم بازمی‌گشتند اگر راهی برای بازگشت به نیروی کار وجود داشت که مستلزم شروع از صفر در سن چهل‌وچهار سالگی نباشد.

آن‌ها کم‌هزینه‌ترین منبع جذب استعداد برای هر دولتی در کانادا هستند. آن‌ها از پیش زبان را بلدند. از پیش پاسپورت دارند. از پیش می‌خواهند آنجا باشند. جذب آن‌ها تقریباً هیچ هزینه‌ای ندارد — و با بی‌تفاوتی اداری‌ای چنان کامل پس زده می‌شوند که به‌عنوان یک شکست ثبت هم نمی‌شود، چون هیچ‌کس آن را اندازه‌گیری نمی‌کند. هیچ آماری از کانادایی‌ای که کوتاه آمده و دوباره به خارج برگشته وجود ندارد. برای یک شهروند هم هیچ مصاحبهٔ خروجی وجود ندارد.

من یک نقطهٔ داده‌ام. اما من یک نقطهٔ داده‌ام که یازده هزار کیلومتر دورتر نشسته‌ام و رزومه‌ام می‌گوید بیست سال تدریس، پانزده سال به‌عنوان تنها مدیر، آموزش زبان انگلیسی — دنبال کار در کشوری که مرا بپذیرد، و از سوی هموطنانم به من گفته شده که شش ماه بی‌کاری طبیعی است.

در را تعمیر کن. یا حداقل صادق باش و اعتراف کن که هرگز آن را نساخته‌ای.

Ross Cline 柯受恩 تأسیس و اداره کرد iLearn.tw در تایچونگ، تایوان از ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۴. او اهل نیوبرانزویک، کانادا است. می‌توان از طریقِ ross@rosscline.com.

بازگشت به وبلاگ

پیام بگذارید

لطفا توجه داشته باشید، نظرات قبل از انتشار باید تایید شوند.

Registrations and Appointments