Two Visits, No Answer: Documenting an Eighteen-Month Silence

دو بازدید، بدون پاسخ: مستندسازی هجده ماه سکوت

رکورد عمومی · به‌روزرسانی‌شده در 30 ژوئن 2026

دو بازدید، بدون پاسخ: مستندسازی هجده ماه سکوت

سابقهٔ دو مراجعهٔ حضوری به دفتر اقتصادی و فرهنگی تایپه، و این‌که هجده ماه سکوت رسمی در عمل چگونه به نظر می‌رسد.

【اطلاعیه】 این صفحه مکاتبات مستقیم و حضوری با دفاتر کنسولی تایوان در تورنتو و مونترال را درباره یک پروندهٔ جاریِ دادرسی عادلانه مستند می‌کند. مکاتبات پشتیبان کامل برای دانلود در زیر در دسترس است.

در 29 ژوئن و 30 ژوئن 2026، من شخصاً به دفتر اقتصادی و فرهنگی تایپه در تورنتو مراجعه کردم و چیزی بیش از یک تأییدیه کتبی مبنی بر اینکه پرونده‌ام — و مستنداتی که از آن پشتیبانی می‌کرد — دریافت شده است، نمی‌خواستم. من درخواست رأی، لطف، یا وعده‌ای نداشتم. من فقط یک برگ کاغذ می‌خواستم.

من بدون یکی رفتم.

کارکنان تأیید کردند که پرونده من اصلاً در حوزهٔ قضایی تورنتو نیست. پس از بازآرایی 2023 دفاتر کنسولی کانادا توسط تایوان، نیوبرانزویک — استان محل سکونت من، و نشانیِ درج‌شده روی هر مکاتبه‌ای که در هجده ماه گذشته فرستاده‌ام — اکنون تحت پوشش TECO Montreal قرار می‌گیرد. از آن زمان، درخواست خود را به‌صورت کتبی به آنجا ارجاع داده‌ام.

شایان ذکر است که تایوان واقعاً یک دفتر مرکزی برای کانادا در اتاوا دارد. اما یک شهروند کانادایی با پرونده‌ای که هجده ماه، سه مرحلهٔ قضایی، و اکنون یک زیرکمیتهٔ پارلمانی را دربر می‌گیرد، نتوانسته حتی یک تأییدیهٔ کتبی از هیچ‌یک از دفاتری که قرار است به کسی دقیقاً در موقعیت من خدمت کنند، دریافت کند. وجود یک دفتر مرکزی به این معنا نیست که یک نفر واقعاً بتواند به آن دسترسی پیدا کند، یا آن بتواند با او تماس بگیرد.

صلاحیت قضایی این را توضیح نمی‌دهد

صلاحیت کنسولی معمولاً از محل اقامت متقاضی پیروی می‌کند، و دفاتر تایوان در کانادا نیز از این قاعده مستثنا نیستند — این تا این حد یک قاعدهٔ عادی و بی‌اهمیت است که مأموریت‌های خود کانادا در خارج از کشور نیز از آن استفاده می‌کنند. این توضیح می‌دهد، به‌درستی، که چرا پروندهٔ من اکنون باید توسط مونترال رسیدگی شود نه تورنتو.

آنچه توضیح نمی‌دهد این است که چرا یک اداره نمی‌تواند آن عمل یک‌ثانیه‌ایِ تأیید کردن، به‌صورت کتبی، را انجام دهد که یک نفر جلوی میز آنها ایستاده است. صلاحیت تعیین می‌کند چه کسی مسئول تصمیم‌گیری درباره یک موضوع است. این امر یک اداره را از اذعان به این‌که یک انسان، و یک پرونده مستند، مراجعه کرده‌اند، معاف نمی‌کند. یک گردشگر از تایپه که از ونکوور بازدید می‌کند، هرجا که در کانادا بایستد همچنان تایوانی است؛ یک کانادایی که اقامت دائم در تایوان دارد، هرجا که در تایوان بایستد همچنان همان شخص است. قاعده مربوط به این‌که یک پرونده کجا است پردازش‌شده هرگز قرار نبود توجیهی برای امتناع از تأیید این باشد که کسی بود، آن هم در قبال لطفی بسیار کوچک‌تر و بسیار ابتدایی‌تر. حاضر.

این همان بخشی از ماجراست که هیچ پاسخ قابل دفاعی ندارد. نه صلاحیت. نه رویه. فقط نخواستنِ نوشتنِ چهار کلمه روی کاغذ: «دریافت شد، 30 ژوئن 2026.»

این شکایتی علیه هیچ عضو مشخصی از کارکنان نیست. این ثبتِ آن چیزی است که هجده ماه سکوت رسمی در عمل واقعاً چگونه به نظر می‌رسد: دولتی که حاضر نیست هیچ چیز را به‌صورت مکتوب ارائه کند، حتی یک تأییدیه که نشان دهد یک فرد و یک پرونده وجود دارند.

چرا متوقف نشده‌ام

مردم به شکل‌های مختلف می‌پرسند چرا به‌جای پذیرفتن این موضوع و ادامه دادن، همچنان به راه خود ادامه می‌دهم. می‌خواهم صادقانه به این پرسش پاسخ بدهم.

اولین بار که پا به تایوان گذاشتم، هجده ساله بودم، هیچ خانواده‌ای آنجا نداشتم و هیچ ارتباطی هم نداشتم — فقط این حس را داشتم، حتی همان زمان، که اینجا جایی است که می‌توانم به آن تعلق داشته باشم. بعدها برای همیشه مهاجرت کردم و از هیچ، یک کسب‌وکار مستقل در آنجا ساختم، به‌عنوان یک سرمایه‌گذار خارجی بدون هیچ پیوند خانوادگی محلی، و در سیستمی کار کردم که برای غریبه‌ها ساخته نشده است. مالیات‌های تایوان را پرداخت کردم. آن‌قدر به این کشور باور داشتم که علناً هم آن را گفته‌ام، از جمله با فروش تی‌شرت‌هایی که فقط رویشان نوشته بود تایوان بخشی از چین نیست — چون واقعاً همین را می‌خواستم بگویم، و چون آن‌قدر اینجا را دوست داشتم که بخواهم بلند بگویم. من در بزرگ کردن یک پسر — فرزندخوانده‌ام — از روزی که به دنیا آمد کمک کردم.

شما از کشوری که زندگی بزرگسالی‌تان را حول آن ساخته‌اید، دست نمی‌کشید. شما از کودکی که بزرگش کرده‌اید، دست نمی‌کشید. من باور ندارم کسی چنین کاری بکند، و فکر نمی‌کنم از کسی هم انتظار برود که چنین کند. این تایوانی نیست که من به آن مهاجرت کردم — و من نمی‌پذیرم که مجبور باشد همین‌طور بماند.

رکورد تا اینجا

برای زمینه: در 27 مارس 2026، وزارت امور جهانی کانادا پرونده کنسولی من را رسماً بدون نام بردن حتی یک سازوکار جبرانی بست. یوآن کنترل تایوان نیز بررسی خود را در 5 ژوئن 2026 با این استدلال که راهکارهای داخلی به پایان رسیده‌اند، مختومه کرد. چهارمین بررسی ICCPR خود تایوان، که این بهار تحت ریاست مانفرد نواک منتشر شد، در بندهای 115 و 127 نگرانی‌هایی را درباره استقلال قضایی و تناسب محدودیت‌های سفر مطرح کرد — نگرانی‌هایی که در مرکز پرونده من قرار دارند. و تا 23 ژوئن 2026، این پرونده رسماً توسط زیرکمیته حقوق بین‌الملل بشرِ مجلس عوام کانادا دریافت شده است.

صدا از هر دو بازدید

صدای هر دو بازدید از تورنتو در زیر موجود است، بدون هیچ اطلاعات بصری شناسایی‌کننده‌ای. این دو درخواست آرام و محترمانه برای یک تأییدیه کتبی ساده، و دو رد را مستند می‌کند.

مشاهده متن کامل گفتگو
رونویسی به‌طور خودکار تولید شده است، برای دسترس‌پذیری ارائه شده است. ممکن است خطاهای جزئی در رونویسی وجود داشته باشد. سلام. من ترسوندمت؟ آشغال. که از قبل بسته است. باشه. ام، کجا باید من چه ساعتی باز می‌کنید؟ بسته است. من من فقط می‌خواهم یک سند به شما بدهم. به شما نیاز دارم. اوه، شما شما سند را نمی‌گیرید؟ من من فکر نمی‌کنم. اوه، چه ساعتی می‌بندید؟ ۹ تا ۱۲. دوشنبه تا جمعه هر روز. باشه. خیلی متأسفم. آره، اینه قضیه. فردا من واقعاً هیچ راهی ندارم که اینجا برسم. فقط دو صفحه است. فقط می‌خواهم آن را تحویل بدهم. به شما نشان می‌دهم. همین الان چاپش کردم. یعنی، من تا اینجا آمده‌ام. من اهل نیوبرانزویک هستم. سفر طولانی‌ای بوده. اوه، چطور است؟ ولی آره، این یکی انگلیسی و چینی است، فقط باید بدهم، همین، بفرمایید. اه، مهم است. چند بار برایتان ایمیل فرستاده‌ام و پاسخی نگرفته‌ام، اما خیلی مهم است و دوست دارم کسی آن را بگیرد، می‌دانید، اما اگر اگر بتوانید به من بگویید، باشه، من آن را به کسی می‌دهم. خیلی عالی می‌شود. ام، دارم سعی می‌کنم آن را بدهم، برادرم را پیدا می‌کنم که بیاید، می‌دانید، می‌توانم کس دیگری را بیاورم، اما شما آن را دریافت خواهید کرد. شما دریافت خواهید کرد. فکر می‌کنم ایمیل را دارید. شما دارید شما ایمیل را فرستادید. آنها جواب نمی‌دهند. آره، چون ما مسئول این نیستیم و هیچ‌کس نمی‌تواند این را رسیدگی کند. آره، درست است. پس، ام، باید چیزی از قبل وجود داشته باشد مثل این که اسمش ICPR است که تایوان سوگند خورده از آن پیروی کند. این علیه مجازات خودسرانه است، درست است؟ و نابود کردن زندگی کسی در طول چهار سال به خاطر چیزی به این خودسرانه‌گیِ به اشتراک گذاشتن یک قرارداد اجاره به من می‌گوید که تایوان به توافقش عمل نکرده و زندگی ۱۵ ساله‌ام را آنجا نابود کرده و من مطمئن می‌شوم که از هر مسیر قانونی ممکن استفاده شود. قدم بعدی‌ام دانشکده حقوق دانشگاه تورنتو است. اگر امروز نتوانید آن را بگیرید، من دوستم را می‌آورم تا فردا آن را به شما بدهد. اما شما امضا خواهید کرد که آن را به نحوی بین الان و هر وقت که باشد دارید. اه، ولی خیلی خوب می‌شد اگر فقط می‌توانستید بگویید: «بله، آقای کلاین. من مطمئن می‌شوم کسی این صفحه را ببیند که باید ببینید.» متأسفم. آره، حتی من هم. نمی‌دانم چطور باید این کار را بکنم. اوه، شما نمی‌توانید درستش کنید. اما باید به تایپه و به دفتر کسی برود. وقتی این برای یک نفر اتفاق می‌افتد، چیزی اشتباه است، می‌دانید. ام، شما نمی‌توانید. تقصیر شما نیست. کاششما به ایمیل من جواب می‌دادید، پس این تا حدی تقصیر شماست. اما شما کاری ندارید که بتوانید انجام دهید، پس به آن‌ها جواب نمی‌دهید. هیچ کاری از دستتان برنمی‌آمد. اما کاش کسی به آن رسیدگی می‌کرد. من حاضرم uh این را اینجا بگذارم. ممنون. ممنون. آره. قدردانم. و uh امیدوارم کسی بتواند فردا آن را داشته باشد. آره. دوستت دارم برای اوه، می‌دانم. می‌دانم. خیلی من دلتنگ خانه‌ام. می‌دانی، من یک پسر دارم. او بچه است. او را نمی‌بینی. دیوانه‌کننده است. دیوانه‌کننده است. آن سرگرمی اسمش چیست؟ فکر می‌کنم همین است. به هر حال، خداحافظ. — سلام. برای چیزی می‌آیی؟ آره. من فقط به یک رسید از uh دادن آن سند به شما نیاز دارم. فقط نه، ما برای آن رسید نداریم. شما فقط باید یک مدرک داشته باشید که من آن را به شما دادم. نه، من سندتان را به شما برمی‌گردانم. آره، باید این کار را بکنید. ما هیچ حقی برای انجام این کار نداریم. باشه. آره، باید این کار را بکنید. نه. مطمئنی؟ نه. که من آن را دادم، من آن را به T دادم. به شما برمی‌گردانم. باشه. آره، همین است. خب، می‌توانید این کار را بکنید. عالی می‌شود. در واقع، من از شما ضبط می‌کنم. پس برای وکلای بین‌المللی حقوق بشر وقتی این اقدام را ببینند، خیلی خوب به نظر می‌رسد. فکر می‌کنم می‌توانید این کار را به این روش انجام دهید یا به روش آسان. فقط به من بگویید که آن را گرفتید. لازم نیست دعوا کنیم. من آدم آرامی هستم. این درست نیست. شما چیزی به من می‌دهید. باشه، من برایتان رسیدگی می‌کنم. گوش کنید به سلام. درست است. شما دنبال رسید هستید؟ نه، به من مربوط نیست. ببخشید. به شما مربوط نیست؟ نه. پس هیچ... باشه. مطمئنی؟ می‌توانید هر رسیدی بدهید که من امروز اینجا بودم یا مدرکی که من اینجا بودم؟ آیا لازم است بمانم تا پلیس بیاید؟ پلیس می‌تواند برایم گزارش بدهد چون می‌توانید صدایم را می‌شنوید؟ من حق ندارم به آن رسیدگی کنم. ببخشید. اوه، می‌دانم که نمی‌توانید. باید آن را به شخص دیگری بدهید، عزیزم. نه. خب، پس من باید چه کار کنم؟ نه. خیلی منطقی به نظر نمی‌رسد که کسی نتواند. قرار است این به یک نفر برسد. در واقع، اسم آن شخص روی آن هست. اسم آن شخص روی آن نیست. حدس می‌زنم خطاب به شخص خاصی نیست. واقعاً کاش می‌توانستید uh فقط به من بگویید که آن را گرفتید، می‌دانید، فقط بگویید: «سندت را گرفتم.» و ما آن را به کسی می‌دهیم که شاید نگران باشد. می‌دانید، این واقعاً uh می‌دانید، می‌تواند به تایوان آسیب بزند. سلام.سلام، آقای «نه من». امیدوارم کسی بتواند به من کمک کند. باشه. آره. باشه. فقط می‌خواهم مدرکی داشته باشم که این را دریافت کرده‌ام. آره. من یکی جدید برایتان فرستادم. برنامه سفر جدید را فرستادم. اوه، مرد. می‌دانی، از همان اول فکر می‌کردم بازدیدکننده... ببین، از سرپرستم می‌پرسم. من حق انجام این کار را ندارم. اوه، می‌دانم. نمی‌خواهم برایت دردسر درست کنم، ولی ببخشید. آره. سرپرستم یک چیزی دارد. اوه، حتماً. من یک چیزی از هر نوعی تهیه می‌کنم. حتی اگر گزارش پلیس باشد، هر چیزی. می‌شنوم چند مرد دارند صحبت می‌کنند. می‌گوید نمی‌توانم ثابت کنم که اصلاً چیزی برایشان فرستاده‌ام. فکر می‌کنم ایمیل دارم، اما ایمیل‌هایی از خیلی وقت پیش دارم، ولی فکر می‌کنم مدرک فیزیکی، حضوری، دو بار در تورنتو، برای نشان دادن اینکه چرا هر کاری از دستم برمی‌آمد انجام داده‌ام. همه راه‌های ممکن را امتحان کرده‌ام. امیدوارم فکر نکنید من دردسرسازم. خب، ماجرا این بود که چهار پنج سال پیش در یک کلاهبرداریِ صاحبخانه گرفتار شدم و کسب‌وکارم را از دست دادم. ۱۵ سال آنجا بودم. — اول از همه، پرونده شما در حوزه قضایی ما نیست و مربوط به مونترال است. باشه. فقط هر بار که برای ما ایمیل می‌فرستید، ما آن را به دفتر مونترال منتقل می‌کنیم. می‌توانم چیزی بگویم؟ آیا الان می‌خواهید صحبت کنید؟ در این زمان می‌توانیم کپی بگیریم و به دفتر مونترال منتقل کنیم. باید با آنها تماس بگیرید. اوه حتماً. اما می‌توانید، خب، اساساً اگر من هیچ راهی برای اثبات اینکه آن را به شما دادم نداشته باشم، یعنی می‌دانید منظورم چیست، اما ما هیچ حقی نداریم که به شما رسیدی بدهیم، این نه، خب می‌بینید، همین چیزی است که من نوعی، می‌دانید، چون اگر نتوانم آن را نشان بدهم، پس چطور می‌توانم به... شما باید با دفتر مونترال تماس بگیرید، نه ما. خب، می‌دانید، قضیه این است که این عملاً غیرممکن است و یک پسر کوچولو هست که هفت ساله است و واقعاً... واقعاً؟ متأسفم، نمی‌توانم کمک کنم. خب، باید راهی برای گرفتن رسید باشد. شما از آن کپی می‌گیرید و به دفتر مونترال می‌دهید، اما من با دفتر مونترال تماس می‌گیرم. ما می‌توانیم کپی بگیریم و اصلش را به شما برگردانیم، اما هیچ چیزی به عنوان رسید برای شما وجود ندارد. باشه. ما می‌توانیم آن را به دفتر مونترال منتقل کنیم. آره، می‌توانید منتقل کنید. بعد با مونترال تماس می‌گیرید، نه اینجا. آیا در ایمیل‌هایم آن را دارید؟ این هم ایمیل من است اگر بخواهید آن را هم اضافه کنید. اشکالی ندارد. چون حتی رسید ایمیلی هم خوب است. خب، می‌دانید، این هم چیزی است. اگر اصلاً هیچ چیزی نباشد، پس من چه کار کنم؟ باشه، مااصل را به شما برمی‌گردانند. سپس می‌توانید با دفتر مونترال تماس بگیرید. ما آن را برایشان می‌فرستیم. پس، من به مونترال خواهم گفت. خب، این هم چیزی است. و بعد آن‌ها آن را از طریق ایمیل خواهند گفت. باشه. من تماس می‌گیرم و شما می‌توانید با آن‌ها تماس بگیرید. ممنون. آره. همان‌طور از طریق ایمیل. باشه. باشه. ممنون. خب، این هم از این. دوستان، این بود مواجههٔ دوم. فکر می‌کنم مواجههٔ اول با دفتر اقتصادی و فرهنگی تایپه دیروز بود، و دیدید که آن چگونه پیش رفت. حالا واقعاً فکر نمی‌کنم هیچ پاسخی به هیچ ایمیلی از راس کلاین داده شود. حس می‌کنم — فقط می‌خواهم این را مطرح کنم و پیشنهاد بدهم که احتمال این‌که به آن‌ها یک تماس هشداردهنده دربارهٔ آقای راس کلاین داده شود، و این‌که چگونه نباید به او پاسخ دهند، به نفع خودشان خواهد بود. بنابراین، اگر به اندازهٔ کافی خوش‌شانس باشم که مدرکی به دست بیاورم که من این را به آن‌ها دادم — که او گفت کپی کرده، اما ظاهراً دفتر اشتباهی است. دفتر من مونترال است، چون من اهل نیوبرانزویک هستم. پس آن‌ها یک راه گریز پیدا کردند. همان راه گریز کوچک کافی بود تا آن را برگردانند و بگویند به مونترال برود. جالب است، نه؟ به هر حال، من با مونترال تماس می‌گیرم. به سلامتی.

من این صفحه را به‌روزرسانی خواهم کرد، همان‌طور که TECO Montreal پاسخ می‌دهد — یا همان‌طور که سکوت ادامه پیدا می‌کند.

فقط در ماه گذشته، ویدیوهای این کانال به مدت ۲٬۵۷۸ دقیقه تماشا شدند. پرونده کامل، از جمله اسناد دادگاه، مکاتبات حقوقی، و پوشش رسانه‌ای پیشین، در دسترس است در rosscline.com/blogs/scam.

بازگشت به وبلاگ

پیام بگذارید

لطفا توجه داشته باشید، نظرات قبل از انتشار باید تایید شوند.

Registrations and Appointments